تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
بزنجير كشيده شده بودند تمام خندقى را كه گرد حصارهاى ساموس وجود دارد حفر كردند . 40 - موفقيت‌هاى حيرت‌آور پوليكرات بر آمازيس پوشيده نبود و اين امر موجب ناراحتى خاطر او شد . چون موفقيت‌هاى پوليكرات همچنان رو بافزايش بود آمازيس نامه‌اى براى او به ساموس فرستاد و بوى چنين اندرز داد : « چنين است آنچه آمازيس به پوليكرات ميگويد : شنيدن خبر موفقيت‌هاى متحد و دوست براى من خوش‌آيند است . با اين حال ، كاميابى فراوان تو بر من گوارا نيست زيرا من خدايان را حسود ميدانم و براى خود و كسانى كه بر من گرامى هستند بجاى سعادت مستمر مخلوطى از موفقيت و ناكامى طلب ميكنم و آرزو ميكنم كه زندگى اين‌چنين با كاميابىهاى پراكنده بپايان رسد . زيرا من هرگز نشنيده‌ام كه مردى در مدتى طويل از سعادت برخوردار باشد و در همان حال كه همه چيز پيوسته به حال او مساعد بوده است عاقبت ناگوارى در انتظار نبوده باشد . تو اگر در اين‌باره به من اعتماد دارى در برابر موفقيت‌هاى خود چنين كن كه ميگويم : فكر كن كه چه چيز در نظر تو باارزش‌ترين چيزها است بطوريكه از دست دادن آن ميتواند ترا دچار اندوهى عميق كند . اين چيز را از خود دور كن بقسمى كه هرگز بر مردمان آشكار نشود . و اگر پس از آن نيز باز هماى سعادت ترا با عطاياى خود ناراحت كرد و اين عطايا را با ناكامىها نياميخت مراقب باش كه آن را به ترتيبى كه به تو يادآورى كردم چاره كنى . » 41 - وقتى پوليكرات اين جملات را قرائت كرد دانست كه اندرز آمازيس عاقلانه است و كوشيد چيزى را كه اگر از خزانيش ربوده شود موجب عميق‌ترين حسرت‌ها براى او خواهد شد بيابد . پس از انديشه و تفكر مهرى را كه به صورت حلقه انگشترى با نگينى از زمرد بانگشت داشت و كار تئودور « 1 » از اهل ساموس فرزند تلكلس « 2 » بود انتخاب كرد . پس از آنكه مصمم شد آن را فدا كند براى اجراى مقصود امر كرد يكى از كشتىهاى پنجاه پاروئى را مجهز كردند و خود در آن قرار گرفت و سپس امر كرد به داخل دريا برانند و همين كه بفاصله‌اى از جزيره رسيد انگشتر را از دست بيرون آورد و در مقابل
هامش
( 1 ) - تئودور( Theodore )از اهل ساموس از هنرمندان معروف دنياى باستان است كه اختراع گونيا و قفل و كليد را به او نسبت ميدهند . ( 2 ) -Telecles