حركت كند و اگر باد مخالف مانع بحرپيمائى بآنسو بود ، آن شخص مجبور بود كالاى خود را بر روى قايقهاى بومى حمل كند و مصب را دور بزند تا به شهر نوكراتيس برسد . چنين بود امتيازات اين شهر .
180 - وقتى آمفيكتيون « 1 » ها ساختن معبدى را كه امروز در دلف قرار دارد به قيمت سيصد تالان « 2 » قبول كردند ( زيرا معبدى كه قبلا در آنجا وجود داشت در اثر حادثهاى سوخته بود « 3 » ) قرار شد اهالى دلف يكربع اين مبلغ را بپردازند . پس اهالى دلف براى جمعآورى پول از شهرى به شهرى رفتند و در موقع جمعآورى اين پول در مصر بيش از هرنقطه ديگر پول جمع كردند ؛ آمازيس خود هزار تالان زاج سفيد به آنها اهداء كرد و يونانيانى كه در مصر سكونت داشتند بيست مين « 4 » دادند « 5 » .
181 - آمازيس با اهالى سيرن « 6 » قرارداد دوستى و اتحاد بست « 7 » وى حتى ميل كرد
هامش
( 1 ) - آمفيكيتون( Amphictyon )يا آمفيكتيونى( Amphictyonie )نوعى اتحاد مذهبى بين يونانيان باستان بود كه وسيله اتحاد و اتفاق بعضى از شهرهاى مجاور بود . از آمفيكتيونهاى معروف يونان باستان كه درحقيقت نوعى « سازمان ملل » مذهبى محسوب ميشد اتحاديهاى بود كه بين شهرهاى آتن و آرگوس و مگار( Megare )تأسيس شده بود و معروفتر از همه آنها آمفيكتيونى بود كه از نمايندگان مذهبى دوازده شهر بزرگ در محل دلف تشكيل ميشد . اين اجتماع در حقيقت نوعى مجلس مذهبى بود كه براى تسكين جنگهاى داخلى شهرهاى يونان تأسيس شده بود و جنبه سياسى نداشت .
( 2 ) - تالان( Talent )واحد وزن و پول در يونان باستان و برابر 39 ر 36 كيلوگرم ( يادداشت مقدماتى دربارهء اوزان و مقادير در يونان باستان ) .
( 3 ) - هردوت بر خلاف عدهاى از معاصرين خود عقيده نداشت كه آتشسوزى اين معبد عمدى بوده و بدست خاندان پيزيسترات انجام گرفته است .
( 4 ) - مين( Mine )واحد وزن در يونان باستان و برابر بود يك شصتم تالان ( يادداشت مقدمه دربارهء اوزان و مقادير در يونان باستان ) .
( 5 ) - هردوت تصريح نميكند كه يونانيان به مقدار بيست مين پول دادند يا به مقدار بيست مين زاج سفيد .
( 6 ) - سيرن( Cyrene )، پايتخت قديم سيرنائيك كه در سال 630 قبل از ميلاد بوسيله مهاجرين يونانى در ساحل درياى مديترانه تأسيس شد و مدتها از حيث تجارت و بحرپيمائى رقيب كارتاژ در درياى مديترانه محسوب ميشد . امروز ويرانههاى اين شهر در پانزده كيلومترى ساحل مديترانه باقى است .
( 7 ) - بر خلاف سلف خود كه با آنها از در ستيز برآمد ( بند 161 همين كتاب ) .