از بين آنان براى خود زنى انتخاب كند . خواه به علت اينكه مايل بزنى يونانى بود ، خواه براى دوستى كه بين او و اهالى سيرن وجود داشت . آنچه مسلم است وى با زنى ازدواج كرد كه بعضى ميگويند دختر باتوس « 1 » پسر آركزيلاس « 2 » بود و برخى ديگر ميگويند دختر مردى متشخص بنام كريتوبولوس « 3 » بود كه لاديكه « 4 » نام داشت . وقتى آمازيس در كنار او ميخوابيد قادر بتملك او نميشد ، در حالى كه از ديگر زنان ميتوانست لذت برد . چون اين وضع مدتى به طول انجاميد ، آمازيس به لاديكه گفت : « اى زن ، تو مرا جادو كردهاى و به هيچ وسيلهاى نخواهى توانست از سختترين مرگى كه زنى با آن روبرو مىشود بگريزى . » لاديكه انكار كرد ولى خشم آمازيس بهيچوجه فروننشست . پس آن زن خود شخصا براى آفروديت « 5 » نذرى كرد به اين ترتيب كه اگر شب بعد آمازيس بتواند با او نزديكى كند ( امرى كه او را از تيرهبختى ميرهانيد ) وى مجسمهاى براى آفروديت به سيرن خواهد فرستاد . بمحض اينكه اين نذر را كرد آمازيس توانست او را تملك كند . از آن روز ببعد ، هرروز كه آمازيس بديدن او ميرفت با او نزديك ميشد و از آن ببعد او را با محبت تمام دوست داشت . لاديكه نذر خود را نسبت به الهه انجام داد و امر كرد مجسمهاى ساختند و آن را به سيرن فرستاد . اين مجسمه در زمان من هنوز باقى بود و در خارج شهر سيرن قرار داشت . و اما لاديكه ، در موقعى كه كمبوجيه بر مصر مسلط شد وقتى از زبان او شنيد كه چه كسى مىباشد
هامش
( 1 ) - باتوس( Battos )ظاهرا پادشاهى است كه در 574 قبل از ميلاد در سيرنائيك بسلطنت رسيده و همان كسى است كه سپاهيان آپريس را شكست داد و راه را براى تغيير خاندان سلطنتى مصر گشود ( هردوت - كتاب چهارم - بند 159 ) .
( 2 ) -Arkesilas( 3 ) -Crithoboulos( 4 ) -Ladike( 5 ) - آفروديت( Aphrodite )يا ونوس( Venus )الهه عشق و زيبائى در يونان باستان .