مسئول آن بودهاند ، فينيقىها خود روايتى ديگر براى دفاع از خود نقل كرده باشند و هردوت ضمن مسافرتى كه به كشورهاى خاور نزديك كرده روايت آنان را شنيده و در كتاب خود نقل كرده باشد . در هردو صورت مؤلف گاه خود در مطالبى كه از قول پارسها و فينيقىها نقل مىكند دخل و تصرفات كرده و عقيده و قضاوت شخصى را نيز به كار برده است . نكتهء جالب در خلال تاريخ هردوت اينست كه در قديمترين ايام تاريخ نيز دربارهء اينكه چه كسى مسئول جنگ مىباشد بين پارسها و يونانيان اختلاف و مشاجره بوده و هريك از دو قوم كوشيده است بار مسئوليت اين بليهء بزرگ را به گردن ديگرى اندازد .
هردوت در مقدمهء مختصر خود ظاهرا درين مشاجره جانب دشمننژاد و قوم خود را گرفته و لا اقل نسبت به اختلافات و جنگهاى افسانهاى دو قوم روايت پارسها را صحيحتر دانسته ، ولى نسبت به دورهاى كه مربوط به تاريخ دورههاى اخير است صريحا بار مسئوليت را بدوش « اقوام وحشى آسيا » يعنى پارسها و ليديها افكنده و آنان را مسبب بروز جنگهاى مديك معرفى مىكند ، غافل از آنكه طليعهء جنگهاى مديك در حقيقت با هجوم مهاجرنشينان يونان به سرزمين آسياى صغير و بيرون راندن ليديها از بنادر آباد و پرثروت سواحل اين كشور آغاز شد و در حقيقت همين وقايع بىاهميت بود كه به جنگهاى خونين سالامين و پلاته و ميكال منتهى شد .
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 39
مساهمون: هرودت
ص٣٩