توضيح خارج از متن دربارهء مقدمهء هردوت
مقدمهاى كه هردوت بر كتاب اول خود نوشته شامل دو قسمت است . در قسمت اول هردوت خود و كتاب خود را به خوانندگان معرفى مىكند و نمونهاى از مسائلى كه در مجموعهء تاريخ خود مورد بحث قرار خواهد داد شرح ميدهد . عيب مقدمه كوتاه هردوت ازين لحاظ اينست كه فقط به « كارهاى شگفت » پارسها و ديگر اقوام اشاره مىكند و از « آثار شگفت » و بديعى كه از آنان باقى مانده ذكرى نمىكند ، در حالى كه قسمت مهمى از كتاب او اختصاص دارد به توصيف و تشريح اين آثار باستانى . همچنين قسمتهائى از كتاب هردوت كه مربوط به مسائل جغرافيائى و نژادى و باستانشناسى است در مقدمه فراموش شده و مورخ از اشاره به مطرح كردن اين مطالب خوددارى كرده است .
در قسمت دوم مقدمه ، به شرحى كه در تفسير قسمت اول اين كتاب گفته خواهد شد ، مؤلف ميكوشد منشاء اختلافات دو قوم پارسى و يونانى را در خلال تاريخ كشف كند و براى توفيق در انجام اين مقصود مراحل تاريخ گذشته را در كلامى فشرده خلاصه مىكند . ولى خلاصهاى كه از تاريخ گذشته به خواننده ارائه ميدهد بقدرى به افسانه و داستان شبيه است كه هردوت خود از زير بار قبول مسئوليت صحت آن شانه خالى مىكند و قسمتهائى از آن را از قول پارسها و فينيقىها نقل مىكند . استناد هردوت به قول پارسها چندان دور از حقيقت به نظر نميرسد و بسيار محتمل است كه واقعا و حقيقة افسانههائى كه مورخ نقل مىكند از پارسها يا فينيقىها شنيده باشد . مثلا افسانهء جنگ تروآ ، جنگ بزرگى كه بخاطر زنى محقر و مسكين آغاز شد و دنياى آن زمان را به آتش و خون كشيد ، در حقيقت بيان سرزنشى است كه باحتمال زياد از جانب پارسها خطاب به يونانيان و براى تحظئه آنان به صورت افسانهاى تاريخى بر زبانها جارى شده است . و نيز بعيد نيست كه در واقعهء « يو » كه « بقول پارسها » فينيقىها