شدند ، هريك در شهر خود بساختن حصارهاى مستحكم پرداختند « 1 » . و باستثناى اهالى ملط همه در پانيونيون « 2 » جمع شدند و علت اينكه اهالى ملط حاضر نشدند آن بود كه كوروش فقط با آنها قراردادى با شرايطى مشابه با شرايط ليدى منعقد كرده بود . ديگر مردمان يونى باتفاق آراء تصميم گرفتند كسانى به اسپارت بفرستند و از اسپارتىها تقاضا كنند براى دفاع از يونىها بكمك آنها بشتابند .
142 - يونىهائى كه سخن ما بدانها مربوط است و پانيونيون به آنها تعلق دارد ، بين اقوامى كه ما ميشناسيم تنها قومى هستند كه شهرهاى خود را در زير قشنگ ترين آسمانها در مناطقى كه بهترين آبوهوا را دارد تأسيس كردهاند . نه نواحى كه در شمال قرار گرفتهاند ، نه نواحى كه در جنوب ميباشند و نه مناطقى كه در جهت خاور زمين قرار دارند و نه مناطق مغرب زمين « 3 » ، هيچيك با سرزمين يونى همسرى و برابرى نميتوانند كرد ، زيرا بعضى از آنها از سرما و رطوبت و برخى ديگر از گرما و خشگى ناراحت هستند . اهالى يونى بيك زبان تكلم نمىكنند ، بلكه چندين زبان و لهجهء محلى دارند « 4 » . در جهت جنوب اولين شهر آنها شهر ملط است و پس از آن شهرهاى ميونت « 5 » و پرين « 6 » قرار دارند . اين چند شهر در سرزمين
هامش
( 1 ) - معلوم مىشود در غالب اين شهرها بجر آكروپول و بلندى شهر استحكامات ديگرى وجود نداشته . دربارهء شهر فوسه( Phocee )در بند 163 توضيح بيشترى داده شده است .
( 2 ) - پانيونيون( Panionion )مركز اجتماع شهرهاى متحده يونى بود .
( 3 ) - در جهت مغرب ، سرزمين يونى همسايگانى نداشت . اينكه هردوت چهار جهت اصلى را ذكر مىكند ، علت آنست كه چون ميخواهد دربارهء محاسن سرزمين يونى مبالغه كند با اين بيان درحقيقت ثابت مىكند كه در هيچ نقطهاى از جهان آبوهوائى به خوبى آب و هواى يونى يافت نميشود .
( 4 ) - ظاهرا هردوت اين عبارت را با نوعى حقارت و تحقير بيان ميكنند و اين چهار زبان محلى را نوعى « انحراف » يا « اشتقاق » از زبانى واحد ميداند كه در هيچيك از چهار شهرى كه نام ميبرد به صورت خالص و صحيح تكلم نميشده است . باحتمال زياد وجه اختلاف اساس اين زبانها در لهجه و تلفظ كلمات آنها بوده است نه در اختلاف لغات آنها .
( 5 ) -Myonte( 6 ) - پرين( Priene )يكى از شهرهاى معروف يونى باستان است كه امروز سامسون نام دارد . شهرت آن بيشتر به آن جهت است كه موطن فيلسوف معروف بياس( Bias )از اهل پرين است .