تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
فرستاده امر كرد كه به پادشاه بگويد كه او بنزد او خواهد آمد ، ولى نه براى اطاعت امر او ، بلكه براى مخالفت با او . وقتى آستياژ از اين پاسخ مطلع شد ، تمام سپاه ماد را مجهز كرد و چون گوئى خداوندان عقل او را زايل كرده بودند هارپاگ را بفرماندهى اين سپاه تعيين كرد ، بدون اينكه آنچه را كه نسبت به او روا داشته بود بخاطر آورده باشد . مادها بجنگ پرداختند و با پارس‌ها دست‌وپنجه نرم كردند . آنها كه در توطئه وارد نبودند حقيقتة جنگيدند ، ولى آنها كه در توطئه وارد بودند بجانب پارس‌ها ملحق شدند . جمعى كثير از آنها عمدا وظيفهء خود را انجام ندادند و از ميدان جنگ گريختند و سپاه ماد به طرز خفت‌آورى پراكنده شد . 128 - همين كه آستياژ از آنچه رويداده بود مطلع شد سخت بر كوروش خشم گرفت و سخنانى درشت بر زبان جارى كرد و چنين گفت : « نه ، نه ، با اين حال كوروش نبايد از اين جريان بر خود ببالد . » بعد از بيان اين تهديد ، امر كرد مغانى را كه مفسر خواب او بودند و به او توصيه كرده بودند كوروش را زنده گذارد پوست از تن بكشند و كاه در پوست آنها كنند . سپس آنچه از جوانان و پيران ماد در شهر باقى بود مجهز كرد و با خود بجنگ برد . او با پارس‌ها جنگيد و شكست خورد ؛ مادهائى كه با خود برده بود از دست داد و خود زنده باسارت درآمد « 1 » . 129 - وقتى او اسير شد ، هارپاگ نزد او آمد و با اظهار مسرت و شادى و ايراد سخنان نيشدار و خفت‌آور به او اهانت كرد . از جملهء سخنان نيشدار او آن بود كه از او پرسيد آيا اين اسارت و بردگى كه بعد از پادشاهى دچار آن شده است در مقام مقايسه با ضيافتى كه براى او با گوشت فرزندش ترتيب داده بود پاداش و سزاى نيكوئى بود . هارپاگ پاسخ داد كه چون او كوروش را با مكتوب خود تشويق كرده است در
هامش
( 1 ) - درحقيقت ، بر خلاف گفتهء هردوت ، كوروش به اين سرعت و آسانى بر آستياژ غالب نشد . بطوريكه سالنامهء نبونيد حاكى است جنگى كه به علت خيانت سپاهيان ماد به پيروزى كوروش خاتمه يافت مدت سه سال طول كشيد . محل اين جنگ بطور يقين معلوم نيست . نيكلا از اهل داماس مدعى است كه جنگ نهائى در نزديكى پازارگاد رويداده است . اگر اين نظر صحيح باشد معلوم مىشود آستياژ جنگ را به سرزمين حريف منتقل كرده بوده است .