الباء والتاء والثاء ، وأَقِمِ الزاي وَعَلِّ ذنبها ؛ وَاجْعَل قَلَمَكَ خَلْفَ أُذنك يكونُ أذكُرَ لك « 1 » ؛
اين سفارشها درباره علم خط - كه يكى از اركان مهم تدوين است - اصولىاند كه خطاطان تا به امروز در نگارش به كار مىبرند و در خوشنويسى از آن بهره مىبرند .
آرى ، اهل بيت نهايتِ اهتمامشان را در امر تدوين به كار گرفتند ، و اصحاب و نويسندگان را به مراعات نكاتِ دقيق رهنمون شدند .
اين نصوص ، بهترين دليل بر نفى نسبتى است كه به امام على عليه السلام دادهاند و گفتهاند : « آن حضرت از تدوين كتابها و نگهدارى آنها نهى مىكرد » و شاهدى گويا است بر اين سخن كه : حاكمان در جعل حديث و دروغ بافى نقش عمدهاى داشتند .
ابراهيم بن محمّد ثقفى ( م 283 ه - ) در الغارات سخنى را مىآورد كه عظمت كتاب حضرت على عليه السلام را مىنماياند و اينكه در آن علم فراوانى وجود داشت و امويان به تحريف آنچه امام على عليه السلام بر زبان آورده بود ، دست يازيدند .
وى پس از آنكه نامه امام على عليه السلام را به محمّد بن ابى بكر براى اهل مصر مىآورد ، مىگويد :
برايم حديث كرد عبدالله بن محمّد بن عثمان ، از على بن محمّد بن ابى سيف ، از اصحابش كه چون على اين جواب را براى محمّد بن ابى بكر نوشت ، محمد در آن مىنگريست و آن را مىآموخت و بر اساسِ آن حكم مىكرد . هنگامى كه عمرو بن عاص بر او چيره شد و او را كشت همه كتابهايش را گرفت و براى معاويه فرستاد . معاويه در اين نامه نگاه مىكرد و به شگفت مىآمد .
وَليد بن عُقْبَه چون ديد اين نامه اعجاب معاويه را برمىانگيزد ، به او گفت : امر كن اين احاديث را بسوزانند .
معاويه به او گفت : خاموش اى ابن ابى مُعَيط ، هوشيار نيستى !
هامش
( 1 ) . كنز العمّال 10 : 313 ، حديث 29564 .