* در الأشباه والنظائر ( اثر سُيوطى ) از ابن عساكر نقل شده است كه بعضى از عالمان نحو يادآور مىشد كه نزدش نوشتار ابو الأَسْوَد هست كه امام على عليه السلام آن را به وى القا كرد « 1 » .
* نامهاى از امام على عليه السلام رسيده كه آن را براى مالك اشتر نَخَعى ( آن گاه كه او را بر ولايتِ مصر گماشت ) نوشت . اين نامه در ضمنِ نهج البلاغه آمده است و نيز به طور جداگانه چاپ شده است . عالمانِ بزرگ شرحهاى فراوان بر اين نامه نوشتهاند ؛ چراكه اين نامه - افزون بر حقوق فرمانروا و رعيّت - جامعيتِ انديشه امام عليه السلام را در امور سياسى و ادارى و اجتماعى مىنماياند و بسيار بااهميت است .
* اعمش ، از ابراهيم ، از پدرش نقل مىكند كه گفت : على برايمان خطبه خواند و گفت :
هركه مىپندارد كه ما چيزى را بر زبان مىآوريم كه در كتابِ خدا و اين صحيفه « 2 » نيست ، دروغ مىگويد « 3 » .
* از طارِق روايت شده كه گفت : على را بر منبر ديدم در حالى كه مىفرمود :
نزد ما كتابى كه برايتان بخوانيم نيست مگر كتابِ خدا و اين صحيفه « 4 » .
اين دو نقل - و ديگر گزارشات مشابه آن - از نكاتِ مهمّى درباره كتابِ حضرت على عليه السلام و موضوع تدوين ، پرده برمىدارد ؛ چراكه مشاهده مىشود بعضى از مسلمانان بر اثر جهل به تدوين و فوائد آن ( و نيز جهل به نقل حديث و آثار آن و جهل به تنزيل و تأويل و . . . ) به نظرشان عجيب آمد كه نزد امام على عليه السلام كتاب يا كتابهايى در زمينه علوم اسلامى باشد . بسا آنان به حضرت على عليه السلام تهمت مىزدند كه غير كتابِ خدا را
هامش
( 1 ) . الأشباه والنظائر 1 : 12 - 14 ( به نقل از تاريخ دمشق 7 : 55 ) ؛ انباء الرواة ( قفطى ) 1 : 39 ؛ سير أعلام النبلاء 4 : 84 .
( 2 ) 1 . صحيفهاى بر غلاف شمشير آن حضرت آويزان بود كه در آن عمر شترى كه بايد در زكات گرفته شود و ديه جراحات وجود داشت .
( 3 ) . تقييد العلم : 88 ؛ جامع بيان العلم وفضله 1 : 71 ؛ و نگاه كنيد به : صحيح بخارى 6 : 2662 ، حديث 6870 ؛ صحيح مسلم 2 : 995 ، حديث 1370 .
( 4 ) . تقييد العلم : 89 .