بيم و تثبيت
پيامبر صلى الله عليه و آله از سلطه قبيلهاى نسبت به شريعت بيمناك بود ، همان كه قرآن هم هشدار داده بود . و تأكيد داشت كه حضرت على عليه السلام تنها كسى است كه تفسير و تأويل همه آيات و احاديث را مىداند و از روح قبيلهاى و آراى ارتجالى [ از پيش خود ساخته ] به دور است .
از ابو سفيان نقل شده است كه پس از تعيين ابوبكر براى خلافت ، به امام على عليه السلام گفت :
شأنِ خلافت اين نيست كه در كمترين قبيله قريش باشد . . . دستت را بده تا با تو بيعت كنم ! به خدا سوگند اگر بخواهى ، براى جنگ با ابى بكر مدينه را آكنده از سوارگان و پيادگان سازم ! امام عليه السلام از بيعت با او خوددارى ورزيد « 1 » .
در بعضى از نقلها آمده است كه امام على عليه السلام به ابو سفيان گفت :
اى ابو سفيان ، دير زمانى است كه با اسلام و مسلمانان دشمنى مى ورزى ! با اين كارت ، نتوانستهاى به اسلام آسيب بزنى « 2 » .
رِبْعى از امام على عليه السلام نقل مىكند كه فرمود :
در ماجراى حُدَيبيّه ، گروهى از مشركان نزد ما آمدند ( سُهيل بن عمرو و چند تن از سرانِ مشركان ميان آنها بود ) گفتند : اى رسول خدا ، گروهى از فرزندان و برادران و بندگانِ ما كه درك و فهمى از دين ندارند براى فرار از اموال و كالاهاى ما ، پيش تو آمدهاند ، آنان را به ما بازگردان !
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : اگر آنان فهمِ درست در دين ندارند ، ما آگاهشان مىسازيم ! اى قريشيان ، بس كنيد ( و ايمان بياوريد ) و گرنه خدا كسى را كه قلبش را به ايمان آزموده بر شما برمىانگيزاند تا در راه دين گردنتان را بزند !
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه 1 : 221 ؛ و بنگريد به ، مصنّف عبدالرزّاق 5 : 451 ، حديث 9767 ؛ تاريخ طبرى 2 : 237 ؛ المستدرك على الصحيحين 3 : 83 ، حديث 4462 ؛ الاستيعاب 3 : 974 .
( 2 ) . تاريخ طبرى 2 : 449 .