اينكه ابن عبّاس عروه را به امّ عروه ( اسماء دختر ابوبكر ) حواله داد بدان جهت است كه زُبير او را صيغه كرد و عبدالله فرزند اين ازدواج است « 1 » .
* از ابو نَضْرَه روايت شده كه گفت :
ما نزد جابر بوديم ، كسى آمد و گفت : ابن عبّاس و ابن زُبَير درباره متعه زنان و حج اختلاف كردند . جابر گفت : با رسول خدا اين كار را كرديم ، پس از آن عُمَر ما را از آن دو بازداشت و ما مرتكب نشديم « 2 » .
هدف از بازگويى بعضى از نصوص از ابن عبّاس اين است كه خواننده را آگاه سازيم كه نسبتهايى كه به ابن عبّاس ( و امثال او ) در متعه داده مىشود ، درست نمىباشد ؛ زيرا چنين رأى هايى در مجراى فقه حاكم ريخته مىشود و بر خلاف نصوص صريحى است كه از مخالفانِ حكومت ثابت مىباشد .
مشهور است كه معاويه نخستين كسى است كه ( با لعن على و خاندانش و لعن ابن عبّاس بر منابر ) روح دشمنى و كينهتوزى نسبت به اهل بيت را به مردم خوراند و از سر كينهاى كه با حضرت على عليه السلام داشت ، در تحريف شريعت از مجراى اصلىاش كوشيد .
در چنين شرايطى آيا فقه حضرت على عليه السلام و ابن عبّاس مىتوانست چونان فقه گروه حاكم باقى بماند ؟ ! با اينكه مىدانيم خلفاى اموى و عبّاسى فقه شيخين و عثمان و عايشه را در پيش گرفتند ، بلكه به جهت وجود طالبيون و معارضه با آنها ، آنچه ر ا بر خلافِ امام على عليه السلام ابراز مىشد برمىگرفتند و آن را بر فقه ديگران ترجيح مىدادند .
هامش
( 1 ) . محاضرات الأُدباء 3 : 214 ؛ العقد الفريد 2 : 139 ؛ جمهرة خطب العرب 2 : 127 در اين مأخذ - به نقل از عقد الفريد ابن عبد ربّه - آمده است : اول مشعلى كه در متعه روشن شد ، مشعل آل زبير است .
( 2 ) . صحيح مسلم 2 : 914 ، حديث 1249 ( و ص 1023 ، حديث 1405 ) ؛ سنن بيهقى 7 : 206 ، حديث 13947 ؛ فتح البارى 9 : 174 .