تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
و برادر از خواهر ارث مىبرد اگر خواهر فرزند نداشته باشد ؛ و اگر شخصى بميرد و تنها دو خواهر بر جاى گذارد ، دو سوم ميراث از آنهاست ؛ و اگر خواهر و برادر بر جاى گذارد ، برادر ، دو برابر خواهر ارث مىبرد ؛ خدا احكام ارث را برايتان تبيين مىكند تا گمراه نشويد ، و خدا بر هر چيزى آگاه است .
( وَ هُوَ )
يعنى همچنين برادران و خواهران - با وجود فرزند - حقى در ارث ندارند . * عمر در « عول فرائض » [ زيادى سهام در ارث ] رأى ديگرى دارد كه ابن عبّاس با او مخالف است . عمر گفت : والله ، نمىدانم كدامتان را خدا مقدّم داشت و كدام يك را مؤخّر ! بهترين كارى كه به نظرم مىرسد اين است كه اين مال را به قسمت هاى مساوى ميانتان تقسيم كنم . ابن عبّاس گفت : به خدا سوگند ، اگر آن كه خدا مقدّم داشت مقدّم بدارى ، و آن كه خدا مؤخّر داشت مؤخّر بدارى ، سهمى اضافه نمىآيد [ و به عول نمىانجامد ] « 1 » . * عمر درباره زنى كه مُرد و شوهر و مادر و دو برادر مادرى و دو برادر تنى بر جاى گذاشت ، به دو گونه مختلف حكم كرد : بار اول حكم كرد كه شوهر سهم خود را - نصف ارث - ببرد و به مادرش ، يك ششم ( كه سهم اوست ) داده شود ، و دو برادر مادرىاش ، يك سوم باقى را ارث برند ، و دو برادر تنى سهمى نبرند . در بار دوم ، عُمَر مىخواست چونان گذشته حكم كند . دو برادر تنى احتجاج كردند و گفتند : ما ، در « مادر » با آنان مشتركيم ، پدر داريم و آنها پدر ندارند ؛ اگر ما را بدان جهت كه پدر داريم محروم مىكنى ، از ناحيه مادر به ما ارث بده ( چنان كه آنان را به
هامش
( 1 ) . سنن بيهقى 6 : 253 ، حديث 12237 ؛ و بنگريد به ، المستدرك على الصحيحين 4 : 378 ، حديث 7985 .