تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
براى دستگاه حكومت - كه مىبايست مرجع فقهى براى امّت اسلام باشد و كارها را سامان بخشد - مشكل ايجاد كند . و از اين روست كه عُمَر به صحابه مىگويد : « أَقيموا عندي ، لا والله ، لا تُفارِقوني ما عِشتُ ؛ نحن أعلم ، نَأْخُذ منكم ونَرُدُّ عليكم » ؛ نزدم بمانيد ! به خدا سوگند ، تا زنده‌ام نمىگذارم از من دور شويد ؛ من از شما داناترم ، حرفتان را مىشنوم و پاسخ مىگويم . پس واضح شد كه عمر ، نقل روايت را نمىپسنديد ؛ چنان كه بسيارى از صحابه ، رَويه عُمَر را نمىپسنديدند . و اين سخن ، مغاير است با آنچه بعضى شايع ساخته‌اند كه عُمَر - تنها - از نگارش حديث نهى كرد . و از اينجا ، بر فهرستِ اسامى كسانى كه مخالفِ آراى عمر بودند ، اشخاصِ زير افزوده مىشود : 25 . ابو درداء . 26 . ابو مسعود انصاري . 27 . عُقْبَة بن عامر . ما نمىخواهيم - در اينجا - در اين نام‌ها تفصيل دهيم . تنها اشاره مىكنيم كه صحابيان زياى بودند كه فقهشان با فقه اهل بيت ، مُتَّحِد بود ؛ و شمار اينان آن گونه كه ابن حجر پنداشته ، به 13 نفر يا 7 نفر ( آن‌گونه كه موسى جار الله گمان كرده ) منحصر نمىشود .

آراي ناسازگار ( نظراتِ مختلف )

از ابن عبّاس درباره مردى سؤال شد كه درمىگذرد و يك دختر و خواهرِ تَنى ، بر جاى مىنهد . ابن عبّاس پاسخ داد : نصفِ ميراث به دختر مىرسد ، و خواهرش ارث نمىبرد . سائل گفت : عمر به غير اين قضاوت كرد ! ابن عبّاس گفت : شما بهتر مىدانيد يا خدا ؟ !
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 295 | السيد علي الشهرستاني / هادى حسينى