تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
طبيعى است كه تداوم پديده تخطئه خليفه به تضعيف مركزِ خلافت منجر مىشد و از جايگاه اجتماعى او نزد مسلمانان مىكاست و در نتيجه ، بر قوام خلافت اسلامى اثر مىگذاشت ؛ زيرا خليفه مىديد كه صحابه - به ويژه محدّثان آنها - پيوسته در تخطئه او مىكوشند و اين ديدگاه‌ها ( كه گاه خطاى عمر را نمايان مىساخت و گاه شك برانگيز بود ) اگر ادامه مىيافت ، گستاخى صحابه را در برابر شخصيّتِ عمر و ايستادگى آنها را در مقابل آراى او در پى داشت . از اين رو ، عمر بر خود لازم ديد كه خط مشى جديدى را طرح كند تا اين خطاگيرى و تصحيح نظرات را - كه صحابه در پيش گرفته‌اند - از سر راه بردارد و در برابر راه هاى پيشروى اين پديده ، سدّى ايجاد كند تا بعدها توجيهى براى كارهايش شكل گيرد و تصحيح گر اجتهاداتش باشد . زيرا مقايسه فتواهاى عمر با قرآن و احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله و سپس بيانِ وجوه اختلاف ميان آن دو و اصول تشريع ، مردم را به رودررويى با عمر سوق مىداد و وادارشان مىساخت كه در برابر نظرات و آراى خود ساخته او بايستند و اين امر ، تضعيف جايگاه او در نزد مردم به شمار مىرفت و او را در موضع انفعالى براى پذيرش آنچه مخالفان مطرح مىكردند ، قرار مىداد . اينجا بود كه عمر ضرورى ديد كه ديدگاه « مصلحت‌شناسى » را ( كه در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله داشت ) تقويت كند ، و نظريه اجتهاد را زنده سازد و به صحابه تعميمش دهد تا در فتواهايش معذور باشد . از اينجا بود كه دو نگرش به نظر خليفه آمد ، و سپس نزد بعضى از مسلمانان جريان يافت : 1 . پذيرش مصلحت .