ناودان طلا سرازير است ، قرار بگيرند و به عنوان تبرك و شست و شوى گناهانشان ، آبها را به سر و روى خود بريزند .
در اين باره مطلبى در سفرنامهء ابن جبير ( در سال 578 هجرى ) آمده است كه براى شما باز گو مىكنيم :
« . . . در اينجا لازم است اتفاق جالبى را كه رخ داد نقل كنم . در روز جمعه نوزدهم جمادىالأول پس از نماز عصر و به هنگام نزديكى غروب آفتاب ، بارش باران آغاز شد .
مردم به سوى حجر اسماعيل هجوم آوردند . همگى در زير ناودان مبارك كعبه ايستادند در حالىكه لباسهاى خود را كنار زده بودند آبىكه ازناودان سرازير بود بر سرودستان و صورتهايشان ريخته مىشد . جمعيت فراوانى در زير آن جمع شده ، غوغاى عظيمى بهپا كرده بودند . هر كس مىكوشيد كه قسمتى از بدن خويش را در زير باران رحمت الهى قرار دهد . صداى دعا و راز و نياز مردم به آسمان بلند بود و اشك از ديدهء دلشكستگان سرازير مىگرديد . صدايى جز ضجّههاى دعا و هق هق گريهء خاشعان شنيده نمىشد . زنان در اين حال خارج از حجر ايستاده بودند و اين وضع را با ديدگانى گريان و قلبى مالامال از هيجان و تضرّع ، نظاره مىكردند و آرزوى درك لحظهاى از آن وضع را مىكشيدند .
گروهى از حاجيان كه دير رسيده بودند ، در اين هنگام از دور لباسهاى خود را با اين آب مبارك خيس كرده و با فشردن آن بر دست و روى ديگران ، آنان را نيز به نوايى مىرساندند . همه با نوشيدن و يا مسح كردن آب مبارك به سر و روى خويش ، خود را متبرك مىكردند . ابرهاى مبارك تا هنگام غروب ادامه داشت و مردم تا آن وقت همچنان از اين لحظات پرفيض استفاده كرده و ازدحام فراوانى را در حجر به وجود آورده بودند و از آب سرازير از ناودان به سر و رو و دستان خويش مىماليدند . تعدادى از آنان نيز كه ظرفهايى بر دستان خويش داشتند ، در زير ناودان بلند كرده بودند تا شايد بتوانند از آن آب مبارك مقدارى پر كنند . شب عظيمى بود ، تمامى مردم در آن شب احساس دستيابى به فضل و رحمت الهى نموده و به عنايت و كرم پروردگار اميدوار شده بودند ؛ زيرا در غروب روز جمعه - كه بهترين لحظات اين روز به شمار مىآيد و دعا در اين زمان طبق روايات صحيحى كه آمده است ، يقيناً مورد استجابت درگاه الهى قرار مىگيرد - درهاى آسمانى با بارش باران باز شده و مردم در زير ناودان خانهاش ؛ يعنى ناودان رحمت الهى ، جايگاهى كه دعا در آن مورد استجابت الهى قرار مىگيرد ، ايستادهاند و
التاريخ القويم لمكة وبيت الله الكريم ( كعبه و مسجد الحرام در گذر تاريخ ) ( فارسى ) — صفحة 169
مساهمون: هادى انصارى
ص١٦٩