را براى او خواند و با احاديث شريفهء ديگرى او را تأييد نمود . حضرت در اين هنگام به عثمان و پسر عمويش شيبة بن عثمان بن ابى طلحه فرمود :
« هاك مفتاحك يا عثمان ، غيبوه » ؛ « عثمان ! كليدت را بگير و آن را نزد خود پنهان نگاهدار . »
و نيز خطاب به آن دو فرمود : « خذوها يا بني أبي طلحة خالدة تالدة إلى يوم القيامة لاينزعها منكم الّا ظالم »
« اى فرزندان طلحه ، بر گيريد آن را و بدانيد اين كليد بايد در خاندان شما تا روز قيامت پايدار و برقرار بماند و هيچكس آن را از شما باز پس نمىگيرد مگر اينكه ظالم است . »
همچنين فرمود : « إنّي لم أدفعها لكم ولكنّ اللَّه دفعها لكم »
« من آن را به شما بر نگرداندم ؛ زيرا اين خداوند بود كه آن را به شما باز گردانيد . »
ونيز فرمود : « إنّ لِلّه بيتاً امّنكم عليه » ؛ « خداوند خانهاى دارد و شما را بر آن امين قرار داد . »
و باز فرمود : « انَّ لِلّه بيتاً فاحترموه » ؛ « خداوند داراى خانهاى است پس از آن احترام نماييد . »
و فرمود : « كلّ مأثرة تحت قدمي هاتين ، الّا سدانة البيت و سقاية الحاج »
« تمام سنتهاى جاهلى در كف اين دو پاى مناست ، بجز پردهدارى كعبه وسقايت زائران آن . »
شايد گرفتن كليد از عثمان به جهت آن بوده كه بدان صورت شرعى داده شود ؛ زيرا معتقديم حضرت بر طبق آيه شريفهء :
إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى
هيچگاه بر اساس خواستههاى خويش ، دست به عملى نمىزده است .
در اينجا لطيفهاى در تفسير آمده است كه براى شما بازگو مىكنيم :
پس از جنگ حنين هنگامىكه آيه شريفهء :
وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ . . .
بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد ، عثمان بن طلحه به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد و عرض كرد : اى پيامبرخدا ، آنچه كه مربوط به خدا است ، براى كيست ؟ پيامبر از گفتهء او به خنده افتاد و به دو فرمود : از آنِ پردهدار خانهء خدا خاندان عبدالدار ، پس در غنيمتها چنگى زده و آنها را در اختيار وى قرار داد .