تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
هزار سال نمود ، پس منشى أرواح و صور يعنى خداى أكبر سزاوار و در خور اطاعت است در آنچه هر يك بشر را به آن أمر يا نهى و زجر نمايد . ابن أبى العوجاء گفت : ذكر حضرت الله تعالى كردى امّا نزول و حلول ذات او بر غايب نمودى . حضرت أبو عبد الله عليه السّلام گفت : ويلك چگونه ايزد تعالى و تبارك غايب بود كه با خلق خود حاضر و شاهد است و حضرت قادر مجيد به بندگان خود أقرب از حبل الوريد است آنچه گفتند شنيد و أشخاص ايشان را ديد چه عالم بأسرار ايشان در آشكار و نهانست . ابن أبى العوجاء گفت : پس خداى منّان در همه مكانست يا ابا عبد الله هر گاه واجب تعالى در آسمان باشد در آن زمان چون حضرت - بيچون در زمين مكين تواند بود و اگر ربّ العالمين در زمين باشد پس چگونه در آسمان تواند بود ؟ حضرت أبو عبد الله عليه السّلام فرمود كه : بدرستى كه آنچه توصيف و بيان آن كردى آن صفت مخلوقست نه صفت خالق زيرا كه مخلوق چون از مكان منتقل به مكان و محلّ ديگر گردد مكان أوّل از او خالى و مشتغل است و او در مكان ثانى كه به آنجا آمده مطَّلع و مخبر امور حادثهء مكان أوّل نيست . فامّا خداى عظيم الشّأن ملك الدّيان هيچ مكان از او خالى و او به هيچ مكان مشتغل و محوى نيست و نيز به هيچ مكان أقرب از مكان ديگر نيست بلكه ذات حضرت ايزد تعالى به همه مساوى است . و نيز در روايت آمده كه حضرت أبى عبد الله عليه السّلام بابن أبى العوجاء كه زنديق بود و قايل به بعث و نشور و حساب ربّ غفور نبود فرمود كه