بعد از آن آن امام الأنس و الجانّ فرمود كه : اى فلان صعود و عروج به آسمان نمودى ؟
گفت : نه حضرت ( ع ) فرمود كه : آيا ميدانى در آسمان چه چيز است ؟
گفت : نه امام الخلائق ( ع ) از آن زنديق پرسيد آيا بمشرق و مغرب رسيدى و نظر در ما وراء آن دو مكان بديدهء عيان نمودى ؟
گفت : نه حضرت أبو عبد الله عليه السّلام فرمود كه : بسيار بسيار تعجّب است از تو كه بمشرق نرسيدى و مغرب را نديدى و بتحت الأرض نزول ننمودى و به آسمان صعود و عروج نفرمودى و به آنجا نگذشتى تا بدانى كه در خلقت - مشرق و مغرب چه چيز است مع هذا منكرى به آنچه در آنها است آيا هيچ عاقل منكر ميگردد چيزى را كه نشناسد و نداند ؟
زنديق گفت : يا أبا عبد الله غير از شما هيچ أحدى بما متكلَّم به اين سخن نگرديد و سامعهام جز از ذات فايض البركات شما از هيچ عالم دانا اين كلام نشنيد .
حضرت أبو عبد الله عليه السّلام فرمود كه : تو در شكَّى كه آيا اميد است كه باشد و لعلّ نباشد .
زنديق گفت : اميد است كه باشد بلكه آنچه شما خبر دهيد خلاف در آن ظاهر و پديد نيست .
پس أبو عبد الله ( ع ) گفت : اى مرد آنكه او را علم نباشد هرگز او را
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 258
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص٢٥٨