تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
يا از ملوك زمين و خبر ده مرا از پسر خود كه او آيا بندهء خداى آسمانست ، يا بندهء خداى زمين ؟ زنديق ساكت گشت . حضرت أبو عبد الله گفت : بگوى ، زنديق همچنان ساكت در جواب و حيران بود . چون آن ولىّ بيچون او را ساكت ديد گفت : وقتى كه من از طواف فارغ گشتم بنزديك من آى . چون حضرت أبى عبد الله ( ع ) از طواف فارغ شد زنديق به خدمت آن سرور حاضر شد و پيش روى آن حضرت بنشست و ما با بعضى محبّان در نزد آن ولىّ ايزد أكبر جمع شديم . أبو عبد الله عليه السّلام روى بجانب زنديق آورد و گفت : آيا ميدانى كه اين زمين را تحت و فوق است ؟ گفت : بلى حضرت امام عليه السّلام فرمود كه : داخل تحت اين زمين شدى يا نه ؟ گفت : نه أبو عبد الله عليه السّلام فرمود كه : ميدانى كه تحت اين چيست ؟ زنديق گفت : نه امّا گمان من آنست كه در تحت زمين هيچ چيز نباشد . امام المؤتمن أبو عبد الله عليه السّلام گفت : ظنّ عجز ظاهر و بيّن است مادامى كه آن أمر معيّن و متيقّن نباشد .
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 257 | أحمد بن علي الطبرسي / پاكتچي / نظام الدين احمد غفارى مازندرانى