تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
چون آن سيّدهء معصومه اين كلمات منتظمه باتمام رسانيد روى خود از آن لئام بگردانيد . حذيم أسدى روايت كند كه بخداى منّان قسم است كه جميع مردمان را بعد از استماع اين سخنان در غايت اضطراب و حيران ديدم كه دستها بر دهنهاى خود ميزدند و ميگريستند . و چون ملتفت بيك طرف خود گرديدم شيخ را از كوفيان ديدم كه چنان مىگريست كه آب چشم او از محاسن او مانند باران روان بود . در آن زمان دست بجانب آسمان برداشته ميگفت : كه پدر و مادرم فداى شما باد كهول شما بهترين كهول و جوانان شما بهترين جوانان و نسل شما كريم و فضل شما عظيم است بعد از آن شيخ شروع به خواندن اين شعر نمود :
كهولكم خير الكهول و نسلكم اذ اعدّ نسل لا يبور و لا يخزى
ليكن حضرت امام زين العابدين عليه السّلام چون عمّهء خود را در كمال اضطراب و بغايت مضطرّ و بىتاب ديد فرمود كه : يا عمّه خاموش باشيد و با اين طايفهء أهل ضلال قيل و قال منمائيد كه أثر كلام صدق التيام شما در ايشان محال است و ما و شما را بواسطهء حيات مستعار تجربه در ماضى و حال است . به حمد الله كه تو عالم و دانا بحقايق أحوال أهل دنيائى و محتاج بتعليم و تفهيم نيستى . و مىفهمى كه بكاء و حزن از كسى كه دهر او را خراب و مصادمات زمانه او را مضطرّ و با اضطراب گردانيد مردود و ممنوع نيست . زينب عليه السّلام بعد از استماع كلام امام زين العابدين عليه -