تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
مرجع شما در دار دنيا و عقبى و ملجا و مفرّ شما در وقت مقاتله شما با أعداء و مدار حجج شما و منار محجّهء شمااند بوديد و بعد از قتل آن أعيان نهب و غارت أموال ايشان نموديد . ألا ساء ما قدّمتم لأنفسكم و ساء ما تزرون و آنچه بواسطهء ذخيرت آخرت خود گذاشته و به جهت زاد معاد و توشه آن مكان داشتيد آن بغايت به دو بينهايت ضايع در دست زيرا كه ذخيرهء شما به غير نكث عهد و پيمان و نقض ميثاق و ايمان نيست شما در سعى خايب و ايادى شما مقطوع از تحصيل مطالب و در بيع و شراى خود خاسر و غير راغب و محروم و مأيوس از احسان و مرحمت ايزد واهب و متّصل بغضب او خواهيد بود . و يؤتم بغضب من الله و ضربت عليكم الذّلة و المسكنة . ويل لكم چاه ويل مقام شما باداى أرباب عناد آيا ميدانيد كه كدام كبد و جگر حضرت سيّد البشر است كه قطع نموديد و كدام عهد است كه شكستيد و كدام طايفه مستوره مكرّمه‌اند كه ايشان را بر مردمان ظاهر نموديد و حرم كدام نبىّ محترم است كه هتك آن نموديد و اين خون كيست از أولاد و سيّد عالم كه از روى جور و ظلم و تعدّى و ستم ريختيد . * ( لَقَدْ جِئْتُمْ شَيْئاً إِدًّا تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْه وَتَنْشَقُّ الأَرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبالُ هَدًّا ) * . شما اى أهل كوفه و اى أهل مكر و حيله كار بسيار بد و بىنهايت زبون و ردّ ما بين آسمان و زمين از روى عداوت و كين به عمل آورديد . آيا عجب ميدانيد اگر از اين حركت ناموزون و فعل زشت زبون شما به حكم و أمر حضرت قادر بيچون آسمان به روى زمين خون ببارد و شما را معجّلا به