تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
علىّ بن الحسين بن على بن أبى طالبم . حسين ( ع ) كه مذبوح بشطَّ الفرات بنا حقّ و به غير گناه از روى جور و ظلم و تعدّى و ستم گرديد ويل براى آن كس معيّن و مؤسّس است كه چنين حيف در حقّ آن صاحب منى و خيف پسنديد . و من پسر آن كسم كه قوم هتك حريم و قطع نعيم او و تاراج و غارت مال و سبى و اسيرى عيال آن امام با عزّ و اقبال نمودند . و من پسر آن كسم كه مقتول بصبر است و همين كافى است ما را بواسطهء فخر زيرا كه بذريعهء * ( إِنَّ الله مَعَ الصَّابِرِينَ ) * هميشه شعار آباى أبرار و أجداد و أخيار ما صبر بر شدايد و آزار بود . اى معشر مردمان شما را قسم است بخداى قادر مجيد آيا ميدانيد كه شما مراسلات و مكاتبات بنزد پدرم سبط سيّد البريّات قلمى نموديد و عهد و پيمان و ميثاق و ايمان با آن حضرت فرموديد . و در كتابات شما مندرج بود كه اگر شما به زودى زود تشريف به اين حدود نياريد ما را در يوم الموعود در نزد حضرت نبىّ المحمود بر شما الزام و حجّت خواهد بود . بعد از آنكه آن امام برايا اعتماد بر أقوال شما نمود و بدين صوب تشريف ارزانى فرمود ، شما مكر و ريب و خدعه و فريب نموده نقض بيعت و نكث عهد متابعت فرموده مقاتله و مجادله با آن حضرت كرديد و او را مخذول و خود را مأيوس از تمامى مأمول و محروم از شفاعت حضرت رسول نموديد . مقطوع باد جمعيّت شما و بپراكندگى مبدّل باد الفت شما از آنچه بيشتر از جهت نفس متكبّر و رأى بد منكر خود بر منصّه ظهور ظاهر كرديد .