تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
اى پسرك من ويل لهؤلاء القوم يا ويل است مكان و مأواى اين قوم شوم در يوم القيام در هنگام كه سيّد الأنام محمّد عليه صلوات الملك العلَّام خصيم آن . در آن أثناء نامردى از متمرّدان كوفه و شام تيرى به قصد آن امام الأنام انداخت قضا را آن تير بر حلق آن طفل معصوم آمده روح آن بلبل بوستان ولايت بر شاخسار أشجار * ( جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ ) * پرواز نمود . و در بعض نسخ معتبر به نظر مترجم أحقر رسيد كه چون حضرت امام حسين عليه السّلام در كرّهء ثانيه از ميدان مراجعت بواسطهء وداع اهل بيت النّبوة نمود . بعد از آنكه بدر خيمه حجله‌نشينان سرادق عصمت و پرده‌گيان تتق طهارت و عفّت رسيد آن طفل بگريه و اضطراب از واسطهء عدم شير و آب بود . چون حضرت ولايتمآب مشاهدهء آن نمود بىتاب گرديد گفت : آن طفل را به من دهيد كه نزد آن جمعى مرتاب برده شايد دمى آب براى اين طفل كه از كمى شير والده و عدم آب تشنه و بىتابست توانم گرفت . مرويست كه چون آن سرور آن طفل را در ميدان آورد از قربوس زين برداشت و پسر را دست گرفت و گفت : اى قوم اگر من به اعتقاد شما بواسطهء عدم بيعت يزيد گناه كار باشم بارى اين طفل شيرخوار بيگناهست چون در پستان والدهء او شير نمانده و از بىآبى بىتابى مينمايد و الحال به هلاكت نزديك شده اگر او را چندان آب دهيد كه سيراب شود من با شما شرط كنم كه در آخرت در پيش جدّم نبىّ الرّحمه با شما خصمى نكنم .
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 142 | أحمد بن علي الطبرسي / پاكتچي / نظام الدين احمد غفارى مازندرانى