تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
اطاعت آن شقىّ خاكسار به خود به هيچ وجه من الوجوه قرار نتوانم داد و اين كار اختيار نخواهم كرد . آنگاه آن ولىّ الله تمثيل به اين كلمات منظومه نمود . شعر :
و ان نهزم فهزّامون قدما و إن نهزم فغير منهز مينا و ما ان طبّنا جبن و لكن منايانا و دولة آخرينا فقل للشّامتين بنا أفيقوا سيلقى الشّامتون كما لقينا
پس آنگاه از ميدان مراجعت به منزل و مكان و بسرادق و خيمه أصحاب و ياران نمود . و بعضى گفته‌اند كه اين مقدّمه مكالمه بين امام حسين عليه السّلام و التّحيّة و ميان أرباب ظلمه در هنگامى بوقوع انجاميد كه أصحاب آن حضرت و أقارب بالتّمام بتجرّع جام شهادت ساكن دار السّلام گشتند و امام المظلوم المعصوم تنها و بيكس در برابر آن قوم شوم ماند و هيچ كس با آن ولىّ ايزد أقدس نبود الَّا پسر او علىّ زين العابدين عليه السّلام و پسر ديگر شيرخواره كه نام مباركش عبد الله بود . در آن أثناء امام انس و جان پيش خيمه پرده‌گيان حرم نبوّت و عصمة و محتجبان سرادق عفّت و طهارت رفته چون چشم مبارك بر آن طفل مظلوم انداخت آه سرد بر كشيد و گفت : چون سفر آخرت نزديك است و وقت وداع قريب شده آن طفل را به من دهيد كه او را وداع كنم چون صبىّ معصوم بدست آن امام مظلوم دادند آن حضرت بوسه بر روى او ميداد و با كمال حزن و ألم به اين كلام متكلَّم گرديد كه :
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 141 | أحمد بن علي الطبرسي / پاكتچي / نظام الدين احمد غفارى مازندرانى