تقويت دادن و ثابت ساختن اعتقاد در خاطر طفل و مرد عامّى تا محكم گردد و تزلزلى در آن راه نيابد .
و طريق تقويت و اثبات آن نيست « 1 » كه صنعت « 2 » مجادله و گفتگو را تعليم وى كنند ، بلكه بايد كه « 3 » مشغول گردد به تلاوت قرآن و تفسير آن و به خواندن حديث و معناهاى آن « 4 » و « 5 » مشغول گردد به عبادتهاى پىدرپى تا آنكه هميشه اعتقاد او قوّت يابد و ثبات او در آن زياد شود به سبب آنچه از دليلها و حجّتهاى قرآن بر گوش او مىخورد و به سبب آنچه از خبرهاى قاطع و فايدههاى آنها بر آن وارد مىشود و به سبب آنچه از نور عبادتها و مواظبت بر آنها « 6 » بر آن مىتابد « 7 » و به آنچه از ديدن صلحا و « 8 » ملاحظهء آثار عبادت و طريقه و هيئت ايشان در افتادگى از براى خدا و ترسيدن از آن و فروتنى از براى او به آن سرايت مىكند . و فهمانيدن معناى اعتقادات در اوّل مرتبه شبيه است به افشانيدن تخم در زمينِ دل و سببهاى مذكوره « 9 » به آب دادن و تربيت نمودن تخم تا آنكه برويد و قوى گردد و بلند شده « 10 » درختى شود پاكيزه و ثابت كه بيخ آن در زمين محكم و شاخ آن در بلندى باشد .
و سزاوار آن است كه محافظت كرده شود گوش آن از جدل و گفتگو نهايت محافظت از براى آنكه « 11 » پريشانى جدل بيش از آمادگى آن است و افسادِ آن بيش از اصلاح « 12 » . و مشاهده در اين باب بيانى است كافى و معاينه برهانى است شافى ، پس بسنج اعتقاد اهل صلاح و تقوا را از عوامّ الناس به اعتقاد متكلّمين و صاحبان جدل كه
هامش
( 1 ) .s- نيست .
( 2 ) . صنعت /aصفت .
( 3 ) .a s- كه .
( 4 ) .s- و به خواندن . . . آن .
( 5 ) .a- و .
( 6 ) .s a+ مىنمايد .
( 7 ) . مىتابد /aبيابد .
( 8 ) .s a+ همنشينى .
( 9 ) . مذكوره /aمذكور .
( 10 ) .s+ و .
( 11 ) . آنكه /aاينكه .
( 12 ) . اصلاح /sصلاح .