تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحقائق في محاسن الأخلاق ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧

باب دوم « 1 » : در بيان اعتقادات است

بدان كه جائز نيست فراگرفتن اعتقادات مگر به وحى « 2 » از جانب خداى عزّ و جلّ به وساطت پيغمبران و اوصياى ايشان با « 3 » معرفتى كه هركس را حاصل است به حسب فطرت ، در قرآن مجيد نازل شده كه :
« فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ »
« 4 » يعنى پيروى كنيد فطرت خدا را ؛ آن فطرتى كه آفريده است مردم را بر آن « 5 » و قادر نيست احدى كه تغيير بدهد آفرينش را . و اين است دين مستقيم كه در آن كجى نيست . و در حديث وارد شده كه : مراد از فطرت در آيهء شريفه معرفت است . و در روايتى ديگر وارد شده كه : مراد توحيد است . و در حديث نبوى صلى الله عليه و آله مذكور است كه : هر طفلى
[ m . a 18 ]
متولّد مىشود بر فطرت - يعنى اسلام - و بعد از آن پدر و مادر او را يهودى يا نصرانى يا گبر مىگردانند « 6 » . و فطرت در اصل لغت به معناى خلقت و طبيعت است . و اين عبارت است از عقل طبيعى كه شرع داخلى است چنانچه شرع عقل خارجى است . و به تحقيق كه عقل مانند چراغ است و شرع مانند روغن كه مدد به چراغ مىرساند و « 7 » مادام كه روغن نباشد چراغ شعله نمىكشد و مادام كه چراغ نباشد روغن روشن نمىشود . و نيز عقل مانند چشم است و شرع مانند شعاع ، و وجود چشم نفعى نمىرساند مادام كه در
هامش
( 1 ) . دوم /aدويم . ( 2 ) . وحى /sوحيى . ( 3 ) . با /aيا ! ( 4 ) . روم : 30 . ( 5 ) .s- بر آن . ( 6 ) . الكافي 2 : 13 ضمن ح 3 . عدّة الداعي : 311 . مسند أحمد 2 : 315 . و با اندكى اختلاف از امام صادق عليه السلام در كتاب من لا يحضره الفقيه 2 : 49 . ( 7 ) .m- و .