تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحقائق في محاسن الأخلاق ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
پس از راه راست بِدَر رفته و به كلام بدعت شعف دارد و « 1 » از براى فريب « 2 » مردم « 3 » به روزه و نماز حرص بسيارى دارد . و اين مرد آلت فتنه‌اى است از براى هركسى كه به سبب او در فتنه افتد و گمراه شده از طريقهء پسنديدهء هركه پيش از وى بوده ، و گمراه‌كننده است
[ m . a 17 ]
كسى را كه پيرو او شود در زندگى آن و بعد از مرگ و برداشته است بار گناهان ديگران را و نفس او در گرو خطايى است كه كرده . و مردى ديگر آن است كه در ميان مردمان نادان چيزى چند كه مورث شكّ و شبهه است تحصيل نموده و دولتمند است به تيرگىهايى كه در فتنه‌ها مىباشد . و كسانى كه به آدم مىمانند و آدم نيستند او را عالم « 4 » مىنامند و حال آنكه يك روز را در علم به سلامت به سر نبرده و هر روزه در اوّل وقت پيشدستى نموده جمع مىكند بسيار چيزى را كه كم آن بهتر است از بسيار آن ، تا وقتى كه سيراب شد از آب گنده و دولتمند شد از چيزهاى بىفايده نشست در ميان مردم به حكم كردن در حالتى كه متعهّدِ آن شده كه هرچه بر ديگران مشتبه باشد از آنها بيرون‌شد نمايد . و اگر مخالفت نمود با قاضى [ يى ] كه پيش از وى بوده ايمن نيست كه برهم زند حكم او را قاضى [ يى ] كه بعد از آن خواهد آمد و بكند با او آنچه آن با « 5 » قاضىِ سابق كرده . و اگر وارد شود بر وى مسأله‌اى از مسئله‌هاى بسيار مبهم و مشكلْ في الحال در جوابِ آن پوچى از رأى خود مهيّا مىسازد و بعد از آن جزم مىكند كه حكم مسئله آن است . و در هم بافتن شبهه‌ها به يكديگر شبيه است به عنكبوت در بافندگى تارهاى لعابى و هرگز نمىداند كه درست كرده يا غلط . و هرچه را خود نمىداند گمان نمىبرد كه ديگرى دانسته باشد . و راهى ديگر در دانستن چيزها به غير از راهى كه عقلش به آن رسيده تجويز نمىكند
هامش
( 1 ) .a s- و . ( 2 ) .s+ دادن . ( 3 ) .a+ و .s+ و به . ( 4 ) .s- عالم . ( 5 ) .s a- آن با .