خداوندا ! تو منزّهى و به حمد تو مشغولم . و چه عظيم و حليم و كريمى تو « 1 » ! حلم تو واسع است تمرّد مستكبران را و نعمت تو مستغرق است شكر شكرگزاران را .
و حلم تو عظيمتر است از آنكه شمردنِ شمارندگان شمارهء آن را بكند و احسان تو عظيمتر است از آنكه وصفِ وصفكنندگان وصف آن را بكند .
و اگر فضل تو نمىبود چون حلم مىكردى از كسى كه آن را از نطفه آفريدهاى و چيزى نبود ، پس تربيت كردهاى او را به روزى پاكيزهء خود و نشو و نما فرمودهاى او را در ميان نعمتهاى پىدرپى و جا دادهاى او را در آرامگاه زمين و دعوت كردهاى او را به طاعت خود ، پس استعانت جسته به احسان تو بر معصيتت « 2 » و در سلطنتى كه تو راست ديگرى را پرستش نموده .
و اگر حلم تو نمىبود چون مهلت مىدادى مرا و حال آنكه پوشيدهاى مرا در زير پردهء خود و احسان كردهاى به من به معرفت خود و زبان مرا گشودهاى به شكر خود و راه طاعت خود را به من هدايت كردهاى و آسان كردهاى بر من سلوك به سوى كرامت خود را و حاضر گردانيدهاى در نزد من راه نزديكى به « 3 » خود را ، پس جزاى تو از جانبِ من آن بود كه در برابر احسان تو معصيت كردهام در حالتى كه حريصم بر هرچه تو را به غضب درآورد و به حالاتى منتقل مىشوم كه مستحقّ زيادتى غضب تو گردم و مسارعت مىكنم به چيزى كه دور سازد مرا از رضاى تو و خوشنودم به فريبِ آرزوها و اعراض كردهام از سختىهاى مرگ . و حلم تو مرا قانع نساخته در « 4 » حالتى كه تهديد تو به ذليل گردانيدنِ من « 5 » به من رسيده
[ m . b 147 ]
تا « 6 » آنكه با گناهان عظيم تو را
هامش
( 1 ) .a- تو .
( 2 ) . معصيتت /a sمعصيت .
( 3 ) .a s- به .
( 4 ) . در /aو .
( 5 ) .a- من .
( 6 ) . تا /aبا .