تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحقائق في محاسن الأخلاق ( فارسى ) — صفحة 623

مساهمون:

ص٦٢٣
مىخوانم و طلب زيادتى نعمت مىكنم و تهيّه نمىگيرم آنچه را مُشرف بر آن شده‌ام « 1 » از عذاب تو و دور مىشمارم زيادتى نعمت تو را و خشم‌آلودم از روزىِ كم و توقّع احسانها دارم با عملى كه فاجران كنند مانند توقّع رحمتى كه نيكوكاران به عملهاى خوب خود « 2 » مىدارند ، در حالتى كه سعى مىكنم و آرزوهاى « 3 » چيزهاى عظيم مىنمايم مانند كسى كه اعتماد بر محبّت تو كرده باشد و ايمن باشد از قصاص جرمها . پس إنّا لِلّه و إنّا إليه راجعون ، اين مصيبتى است كه سختى آن عظيم است و عقاب آن بزرگ است ، بلكه اگر آرزوهاى من و وعدهء عفو تو از تقصيرات من نمىبود چون امّيد مىداشتم به دستگيرى تو و حال آنكه فاش در برابر تو گناهان كبيره كرده‌ام و از كمترين خَلق تو پنهان داشته‌ام و هيچ ملاحظهء تو را نكردم در حالتى كه تو با منى و هيچ رعايت حرمت پرده‌پوشىِ تو را ننموده‌ام « 4 » ، آيا به چه روى به تو برخورم و به چه زبانى با تو مناجات كنم ؟ و حال آنكه نقض كرده‌ام عهدها و قسمها را بعد از آنى كه آنها را مؤكّد ساخته‌ام و تو را ضامن خود كرده‌ام . و بعد از اين در حالتى كه در گناهان فرورفته‌ام تو را خوانده‌ام ، پس اجابت من كرده‌اى و مرا به خود خوانده‌اى و حال آنكه من به تو محتاجم ، پس اجابت تو را نكرده‌ام . پس واى بر بدى و زشتى كردار من ، اين چه جرأت است كه من كرده‌ام و چه فريب است كه خود را به اين فريب داده‌ام ! خداوندا ! منزّهى تو ، پس به تو تقرّب به تو « 5 » مىجويم و به حقّ تو قسم به تو « 6 » مىدهم و از تو به سوى تو مىگريزم . در وقت معصيتْ خفّت به خود رسانيده‌ام نه به تو . و به جهل خود فريفته شده‌ام نه « 7 » به حلم تو . و حقّ خود را ضايع ساخته‌ام نه عظيم حقّ تو را . و به خود ستم كرده‌ام و به رحمت تو امّيدوارم و به تو ايمان آورده‌ام و
هامش
( 1 ) . شده‌ام /a mنشده‌ام ! ( 2 ) .a s- خود . ( 3 ) . آرزوهاى /a sآرزوى . ( 4 ) . ننموده‌ام /a sننمودم . ( 5 ) - 6 .a s- به تو . ( 6 ) - 6 .a s- به تو . ( 7 ) .a- نه .