وى « 1 » را خورده ، و اينكه چه تدبيرها از براى خود مىكرد كه « 2 » تا ده سال به آن محتاج
[ m . b 141 ]
نبود و حال آنكه تا مرگش بيش از يك ماه نمانده بود و غافل بود از آنكه از براى چه آفريده شده تا آنكه مرگ بر وى وارد شد در وقتى كه گمان نداشت و صورت ملكُ الموت از براى وى ظاهر شد و نداى بهشت يا جهنّم به گوش آن رسيد « 3 » .
پس در آن وقت نظرى به خود مىكند كه آن نيز مثل رفتههاست و غفلت وى مانند غفلت آنهاست . و سعادتمند كسى است كه به ديگرى پند گيرد ، پس مداومت نمودن بر اين فكرها و امثال اينها « 4 » با داخل شدن مقبرهها و مشاهدهء بيماران موجب آن مىشود كه ياد مرگ در دل تازه شود تا آنكه غالب شود به حيثيّتى كه مرگ در برابر چشمها باشد ، و در آن حالت امّيد مىباشد كه مستعدّ آن شود و پهلو از دار غرور تهى سازد و اگر نه ياد مرگ كردن به ظاهر « 5 » دل و زبان كمفايده است در ترسانيدن و آگاه ساختن . و هرگاه دل خوش گردد به چيزى از دنيا بايد « 6 » كه متذكّر آن شود كه چارهاى از مفارقت آن نيست .
فصل [ فوائد قصر امل ]
و امّا قصر امل ، حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمودند : هرگاه صبح كنى در خاطر مگذران كه به شب خواهى رسيد . و هرگاه شام كنى در خاطر مگذران كه به صباح خواهى رسيد .
و توشهء آخرت را از دنيا بردار و از زندگى بهرهاى از براى مردن بگير و در حالت تندرستى فكر حالت بيمارى را بكن ؛ زيرا كه نمىدانى كه فردا چه نام خواهى داشت « 7 » .
يعنى نام مرده بر تو صادق خواهد بود يا زنده ، و تندرست خواهى بود يا بيمار !
هامش
( 1 ) . وى /a sاو .
( 2 ) .s a- كه .
( 3 ) . رسيد /aرسيده .
( 4 ) . اينها /aآنها .
( 5 ) .a+ و .
( 6 ) .s- بايد .
( 7 ) . أمالي الطوسي : 526 ضمن سفارش آن حضرت به ابو ذر . مكارم الأخلاق : 459 .