خواهد « 1 » بود : يكى : آنكه ظلمت و تيرگى معاصى در دل او بر روى هم نشيند تا آنكه زنگى و ختمى شود بر دل و قبول محو نكند . دوم : آنكه مرض يا مرگ به تعجيل و ناگهان او را دريابد و مهلت اشتغال به محو نيابد . و از براى اين است كه در خبر وارد شده كه : بيشتر فرياد اهل جهنّم از پس انداختنِ توبه خواهد بود .
فصل [ هر توبهاى كه صحيح است مقبول است ]
بدان كه هرگاه معناى توبه را فهميدى شكّ نخواهى داشت در اينكه هر توبهاى كه صحيح است مقبول است . و جماعتى كه به نور بصيرت نظر مىكنند و از انوار قرآن استعانت مىجويند دانستهاند كه دل سالم از محبّت دنيا در نزد خدا مقبول است و در آخرت در جوار خداى « 2 » تنعّم خواهد نمود . و دانستهاند كه هر دلى اوّل مرتبه سالم آفريده شده به مضمون آنكه هر مولودى بر اسلام آفريده شده . و آنچه سلامت اصلى را فوت مىسازد كدورتى است كه بر چهرهء دل نشيند از غبار گناهان و تيرگىِ آنها و آتش پشيمانى آن غبار را مىسوزاند و نور حسنه از چهرهء دل تيرگىِ سيّئه را محو مىسازد و تيرگى معصيتها را تاب مقاومت با نور حسنات نمىباشد ، چنانچه تيرگى شب را تاب مقاومت نور « 3 » روز نمىباشد ، بلكه چنانچه چركنى جامه را تاب مقاومت سفيدى صابون و آب گرم نمىباشد ، مگر آنكه گناهان آن مقدار بر روى هم نشسته باشد تا آنكه ختم و زنگى شود و اين مثل آن است كه چرك به تدريج در جامه فرورفته باشد و مدّتى مديد در تار و پود آن نفوذ كرده باشد . و اين چنين « 4 » دلى بازگشت و توبه نمىكند اگرچه به زبان گويد كه « 5 » : توبه كردم . و اين بيان كافى است از براى قبول توبهاى كه متضمّن شرطها باشد . خداى عزّ و جلّ فرموده :
« وَ هُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ »
« 6 » يعنى خداى عزّ و جلّ قبول توبهء بندگان مىكند .
[ m . a 132 ]
هامش
( 1 ) . خواهد /aخواهند .
( 2 ) . خداى /s aخدا .
( 3 ) .a- نور .
( 4 ) . اين چنين /a sهمچنين .
( 5 ) .s- كه .
( 6 ) . شورى : 25 .