باشد از خوار ساختن « 1 » خود و از شبههء شريكان ؛ زيرا كه حاضران شريك او مىشوند در آن چيز .
و يا سزاوار آن است كه اظهار آن بنمايد به نيّت اخلاص و صدق و سالم بودن از تلبيسِ حالت فقر و به نيّت اسقاط جاه و منزلت و اظهار عبوديّت و مسكنت و بَرى بودن از تكبّر و بر پا داشتن سنّت شكر و غير اينها ؛ زيرا كه پنهان داشتن و اظهار نمودن مختلف مىشوند « 2 » به اختلاف نيّتها و حالتها و شخصها . و بايد كه رعايت اين بشود كه موضع فريب است .
فصل [ بدون حاجت سؤال نشود ]
سزاوار از براى مؤمن آن است كه بىاحتياجى كه او را مضطرّ گردانيده باشد سؤال ننمايد ، بلكه تا ميسّرش شود از سؤال عفّت نمايد ؛ زيرا كه در دنيا خوارى و پريشانى نقدى است و در قيامت حساب دور و درازى دارد .
روزى حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله به اصحاب خود فرمودند : آيا بيعت نمىكنيد ؟ گفتند :
يا رسول اللَّه ! ما « 3 » با تو بيعت كردهايم ! فرمودند : بيعت كنيد كه از مردم هيچ چيز نطلبيد « 4 » . پس اصحاب بيعت كردند و بعد از آنگاه مىبود كه تازيانه از دست يكى از ايشان مىافتاد و از اسب فرود مىآمد از براى تازيانه و به كسى نمىگفت كه آن را به من ده « 5 » .
و آن حضرت مىفرمودند : اگر يكى از شماها ريسمانى بردارد و پشتهء هيمه را بسته بر دوش بياورد و بفروشد و به آن آبروى خود را محافظت كند بهتر خواهد بود از آنكه سؤال كند .
هامش
( 1 ) .a s+ نفس .
( 2 ) . مىشوند /aمىشود .
( 3 ) .a- ما .
( 4 ) . نطلبيد /sطلب .aطلب نكنيد .
( 5 ) . عدّة الداعي : 89 - 90 .