شده كه : از دادنِ كم شرم مكنيد « 1 » از براى آنكه محرومى كمتر از آن است « 2 » .
و وارد شده : بهترين صدقهها صدقهء « 3 » كسى است كه پريشان باشد ، با عسرت و پريشانى قدرى را در راه خدا بدهد « 4 » .
و « 5 » ديگر سزاوار آن است كه آنچه را تصدّق نموده به اختيار مالك آن نشود و تصدّق غير را قسمت كند در ميان فقرا « 6 » . در خبر وارد شده كه : قسمتكننده يكى از دو « 7 » كسى است كه عطا نمايد « 8 » .
و ديگر سزاوار آن است كه اجتناب نمايد از منّت گذاشتن و آزار رسانيدن ، خداى عزّ و جلّ فرموده :
« لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى »
« 9 » يعنى باطل مكنيد صدقهها را به منّت گذاشتن و آزار رسانيدن .
و نيز فرموده :
« قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُها أَذىً »
« 10 » يعنى ردّ نمودن به خوبى و تجاوز از الحاح سائل بهتر از صدقهاى است « 11 » كه در عقب آن آزارى باشد .
و منّت آن است كه خود را احسان نماينده داند . و اين دانسته مىشود به قوّت استبعاد جنايت « 12 » قابض بعد از عطا ، و در واقع قابض احسان نماينده است از براى آنكه او را به ثواب مىرساند و از عقاب خلاص مىسازد و وى نايب خداى عزّ و جلّ است و مال حقّ خداست و حوالهء فقير نموده تا « 13 » وعدهء روزىاى كه به بندگان نموده وفا نمايد .
هامش
( 1 ) . مكنيد /aنكنيد .
( 2 ) . نهج البلاغة 4 : 15 كلام 67 . روضة الواعظين : 384 .
( 3 ) .s- صدقهء .
( 4 ) . الكافي 4 : 18 ح 3 . ثواب الأعمال : 142 . كتاب من لا يحضره الفقيه 2 : 70 ح 1751 .
( 5 ) .a- و .
( 6 ) .s+ و .
( 7 ) . دو /aده .
( 8 ) . الكافي 4 : 17 ضمن ح 1 .
( 9 ) . بقره : 264 .
( 10 ) . بقره : 263 .
( 11 ) . از صدقهاى است /a sاست از صدقهاى .
( 12 ) . در متن عربى « جباية » آمده است .
( 13 ) . تا /aبا .