تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحقائق في محاسن الأخلاق ( فارسى ) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
گفتار « 1 » ايشان . و در نزد وصف بهشت باطن او برانگيخته شود از براى اشتياق به آن . و در نزد ذكر جهنّم اعضاى او به لرزه درآيد از ترس آن . و مراد از قرآن جلب « 2 » اين احوالهاست به سوى دل و از براى عمل است به آن و اگرنه حركت دادن زبان به حرفها بسيار آسان است ، بلكه مىتوان گفت : هركه تلاوت قرآن به زبان كند و از عمل اعراض نموده باشد سزاوار « 3 » است كه آن مراد باشد از آيهء :
« وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى »
« 4 » يعنى هركه از ياد من اعراض كند زندگى آن تنگ خواهد بود
[ m . a 116 ]
و كور محشور خواهيم گردانيد او را در قيامت . و از آيهء :
« كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى »
« 5 » يعنى آيات ما به تو آمد و ترك آنها را كردى و ملاحظهء آنها را ننمودى و پروا نكردى و « 6 » امروز تو ترك كرده مىشوى و از نظر لطف ما دور مىگردى . و حقّ تلاوت قرآن آن است كه زبان و عقل و دل با يكديگر شريك باشند ؛ و نصيب زبان آن است كه حرفها را درست و شمرده بگويد . و نصيب عقل تفسير معناهاست . و نصيب دل پند گرفتن و متأثّر شدن است به باز ايستادن از منهيّات و فرمان بردن مأمورات . پس زبان به منزلهء واعظ است و عقل بيان معنا « 7 » مىكند و دل پند مىگيرد .

فصل [ ترقّى ]

و از جملهء امور باطنى ترقّى كردن است . و مراد آن است كه ترقّى كند تا سخن را از خدا استماع نمايد نه از خود . و قاريان سه مرتبه دارند : ادناى آنها آن است كه بنده چنان « 8 » تقدير كند كه گويا بر خدا مىخواند و در برابر او
هامش
( 1 ) . گفتار /mكفّار ! ( 2 ) . جلب /aطلب . ( 3 ) .a s+ آن . ( 4 ) . طه : 124 . ( 5 ) . طه : 126 . ( 6 ) .s a- و . ( 7 ) .a- معنا . ( 8 ) .s- چنان .
الحقائق في محاسن الأخلاق ( فارسى ) — صفحة 496 | الفيض الكاشاني / عبد الله غفرانى / نور الدين محمد بن مرتضى الكاشاني