صاحبان عقلها . و هركه متاع فريب دنيا را اختيار كند بر نعمتهاى آخرت از صاحبان عقل نيست و از براى اين است كه اسرار قرآن بر وى منكشف نمىشود .
چهارم : آن است كه تفسير ظاهرى را خوانده و اعتقاد نموده كه كلمات قرآن معنايى به غير آنچه نقل شده ندارد و آنچه منقول نباشد تفسير به رأى است و هركه تفسير به رأى كند در جهنّم جاى خواهد گرفت . و اين چنين كسى معناى تفسير « 1 » به رأى را نفهميده و
[ m . a 115 ]
معناى كلام حضرت أمير المؤمنين سلام اللَّه عليه « 2 » را نفهميده كه فرموده « 3 » : مگر آنكه خداى عزّ و جلّ عطا نموده باشد به بنده فهم قرآن را . و اگر چنانچه معناى قرآن منحصر در آن مىبود كه نقل شده نبايست كه مردم در آن « 4 » خلافى بكنند .
فصل [ تخصيص ]
و از جمله امور باطنى تخصيص « 5 » است . و آن عبارت است از آنكه فرض كند كه اوست مقصود از هر خطابى در قرآن . و هرگاه امرى يا نهيى بشنود « 6 » تقدير كند كه اوست مأمور و منهى . و هرگاه وعدهاى به بهشت و تهديدى به جهنّم بشنود نيز آن را با خود داند . و هرگاه قصّههاى اوّلين را بشنود بداند كه مقصود حكايت خواندن نيست بلكه مقصود عبرت گرفتن است و اخذ آنچه به آن احتياج باشد . و هيچ قصّهاى در قرآن نيست مگر آنكه ذكر آن در حقّ پيغمبر و امّت او از براى فايدهاى است و از براى اين است كه خداى تعالى فرموده « 7 » :
« ما نُثَبِّتُ بِهِ فُؤادَكَ »
« 8 » يعنى از قصّهء پيغمبران بر تو مىخوانيم چيزى را كه به سببِ آن دل تو ثابت و محكم گردد .
هامش
( 1 ) . تفسير /s aغير !
( 2 ) .a s- عليه .
( 3 ) . فرموده /s aفرمودند .
( 4 ) .s- مىبود كه نقل . . . آن .
( 5 ) . تخصيص /mتخصّص .
( 6 ) . بشنود /a sبشود .
( 7 ) .s+ كه .
( 8 ) . هود : 120 .