ندارد و نصيب هر بندهاى از آن به قدرى است كه روزى آن شده ، و هيچ تر و خشكى نيست مگر آنكه در قرآن موجود است .
فصل [ خالى بودن از موانع فهم ]
و از جملهء امور باطنى خالى بودن « 1 » از موانع فهم است ، از براى آنكه بيشتر مردم ممنوع شدهاند از « 2 » فهم
[ m . b 114 ]
معناهاى قرآن از راه سببها « 3 » و حجابهايى كه شيطان بر دلهاى ايشان آويخته و عجايب قرآن از ايشان پنهان شده .
حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمودند : اگر شيطانها را راهى بر دلهاى فرزند آدم نمىبود هرآينه ملاحظهء باطن عالم را مىنمودند .
و معانى قرآن از امور باطنى است از براى آنكه به نور باطن ديده مىشود نه به نور حواسّ ظاهرى . و آنچه مانع فهم است چهار چيز است :
اوّل : آنكه همّت مصروف به تحقيق حروف باشد به اينكه آنها را از مخرج بگويد .
و متولّى حفظ اين شيطانى است كه به قرآن موكّل شده تا مردم را از فهميدن معناى كلام خدا بگرداند و هميشه ايشان را بر تكرار حروف مىدارد و به خيال مىاندازد كه اين حرف از مخرج بيرون نيامده ! و اين چنين كسى تأمّلش مقصور بر « 4 » مخارج حروف است و « 5 » با اين حالت « 6 » چون تواند شد كه معانى از براى او ظاهر شود ! و هر كسى كه به مثل اين تلبيس فرمانبردار شيطان شود بيشتر مضحكهء آن شده خواهد بود .
دوم : آن است كه مقلّد مذهبى باشد كه به تقليد شنيده و بر آن منجمد شده و در طبع او تعصّب آن مذهب جاى گرفته به محض « 7 » متابعت آنچه شنيده بىآنكه به بصيرت و
هامش
( 1 ) .s+ دل .
( 2 ) . از /aو .sدر .
( 3 ) . سببها /aسببهاى .
( 4 ) .a s- بر .
( 5 ) .s a- و .
( 6 ) .s a+ و .
( 7 ) .a+ به .