تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحقائق في محاسن الأخلاق ( فارسى ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
مناجات تو « 1 » دروغ و افترا باشد . و روى دل متوجّه خدا نمىشود مگر به انحراف و ميل از هرچه غير اوست ، پس سعى كن كه در آن حالت « 2 » دل متوجّه خدا باشد اگرچه از مداومت بر اين عاجز باشى تا آنكه سخن تو در آن حالت صدق باشد . و هرگاه مىگويى :
« حَنِيفاً مُسْلِماً »
سزاوار آن است كه در خاطر بگذرانى كه مسلمان كسى است كه « 3 » مسلمانان از زبان و « 4 » دست او به سلامت باشند . و هرگاه چنين نباشى دروغگو خواهى بود . و سعى كن كه در آينده بر اين امر عازم باشى و بر گذشته‌ها نادم باشى . و هرگاه گويى :
« وَ ما أَنَا مِنَ
« 5 »
الْمُشْرِكِينَ »
يعنى من از مشركان نيستم . به خاطر بگذران شرك خفى را چنانچه مستفاد مىشود از آيهء
« فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً »
« 6 » يعنى هركه امّيد به لقاى خدا در قيامت « 7 » داشته باشد بايد « 8 » كه عمل خوب بكند و شريك نسازد با خدا كسى را در عبادت . و اين آيه در شأن كسى نازل شده كه قصد او در « 9 » عبادت خدا و مدح مردم باشد . و نفى كن اين « 10 » شرك را از خود و خجل باش از اينكه وصف كنى خود را به آنكه از مشركان نيستم بدون آنكه از شرك برى باشى ، از براى آنكه اسم شرك بر قليل و كثير « 11 » شرك اطلاق مىشود . و هرگاه گويى
« مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ »
« 12 » يعنى زندگى « 13 » و مردگى من از براى خداست . بدان كه اين حال بنده‌اى است كه به خود فانى و « 14 » به خدا باقى باشد . و مناسب نيست
هامش
( 1 ) .a- تو . ( 2 ) .a+ روى . ( 3 ) .s- مسلمان كسى است كه . ( 4 ) .s a+ از .s- و . ( 5 ) .s- من . ( 6 ) . كهف : 110 . ( 7 ) .a- در قيامت . ( 8 ) . بايد /aيا هر . ( 9 ) .s- عبادت و اين آيه . . . در . ( 10 ) .s- اين . ( 11 ) .a s+ و ! ( 12 ) .s- لِلّه . ( 13 ) . زندگى /aزندگانى . ( 14 ) .s- و .
الحقائق في محاسن الأخلاق ( فارسى ) — صفحة 457 | الفيض الكاشاني / عبد الله غفرانى / نور الدين محمد بن مرتضى الكاشاني