قدرت و سختگيرى و فرمانروايى خداى عزّ و جلّ و قلّت مبالات او به شأن بندگان و اينكه اگر هلاك كند تمام گذشتهها و آيندهها را ذرّهاى از ملك او كم نمىگردد . و اين حالت منشأ خوف است خصوصاً با انضمام مطالعهء آنچه بر انبيا و اوليا از مصيبتها و انواع بلاها جارى شده با قدرت ايشان بر دفع آنها . و بالجملة هرچند علم به خداى عزّ و جلّ زياد مىشود خوف و هيبت زياده مىگردد .
[ m . a 102 ]
و امّا امّيدوارى سببش معرفت به لطف و كرم خداست و عموم انعام آن و « 1 » لطائف صنع آن و معرفت به صدق آن در وعدهء بهشتى كه به سبب نماز داده . و هرگاه يقين به وعدهء او و معرفت به لطف او حاصل شود از مجموع اين دو البته رجا حاصل مىشود .
و امّا حيا به سبب دانستن تقصير در عبادت مىباشد و به دانستن آنكه از اتيان به عظيم « 2 » حقّ خداى عزّ و جلّ عاجز است . و قوّت مىيابد حيا به معرفت به عيبهاى نفس و آفات آن و كمى اخلاص و پليدى باطن و ميل نفس به تمتّعهاى دنيوى در تمامى افعال ، با علم به عظمت آنچه بزرگىِ خداى عزّ و جلّ مقتضى آن است و علم به آنكه خدا بر باطن و « 3 » آنچه در دل او خطور كرده - اگرچه دقيق و خفى باشد - مطّلع است . و هرگاه اين معرفتها به يقين حاصل شود البتّه بِالضَّرورة حالت حيا به هم مىرسد .
فصل [ احضار قلب در نماز ]
بدان كه مؤمن ناچار است كه تعظيم خداى عزّ و جلّ كند و از وى ترسد و به او امّيد داشته باشد و از تقصير خود حيا كند . و بعد از حصول ايمان از اين حالتها منفكّ نمىباشد اگرچه قوّت آنها به قدر « 4 » قوّت يقين اوست ، پس منفكّ از اينها بودن در نماز سببى ندارد مگر پراكندگى فكر و پريشانى خاطر و غايب بودن دل از مناجات و غفلت
هامش
( 1 ) .s a+ به .
( 2 ) . به عظيم /s aتعظيم .
( 3 ) .a- و .
( 4 ) .s- قوّت آنها به قدر .