مغزى كه مطلوب است ، پس نهايت ايستادگى در اين مىنمايد و استقصا در « 1 » شعبههاى آن مىكند و باطن او خراب و آلوده به پليدىهاى كبر و عُجب و جهل و ريا و نفاق مىباشد .
فصل [ در طهارت نفس و بدن ]
سزاوار از براى عاقل آن است كه هرگاه به بيتالخَلاء رود از براى قضاى حاجت متذكّر شود نقص و احتياج را و آنچه مشتمل است بر آن از كثافتها و به تقريب استراحت افتادن نفس در
[ m . b 97 ]
وقت بيرون رفتن كثافات و آرميده شدن « 2 » خاطر از پليدى آنها و صلاحيّت داشتن قلب از براى ايستادن بر بساط خدمت و قابليّت مناجات با خداى عزّ و جلّ [ و ] متذكّر شود خوارى دنيا و مآل عاقبت شهوتها و لذّتها و تنعّمهاى آن را .
و در مصباح الشَّريعة از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت شده كه فرمودند :
مستراح را از براى آن مستراح مىنامند كه نفسها از گرانى نجاستها و فارغ شدن از كثافتها و پليدىها به استراحت مىافتد . و مؤمن در آن وقت عبرت مىگيرد « 3 » به اينكه آنچه خالص متاع دنياست عاقبت و مآل آن چنين مىشود ، پس به انحراف از دنيا به استراحت مىافتد و ترك آن را مىكند و نفس و قلب خود را فارغ مىسازد از مشغول به آن بودن و ننگ مىدارد از جمع « 4 » و اخذ آن چنانچه ننگ مىدارد از نجاست و غايط و كثافت . و فكر مىكند در نفس خود در حالتى « 5 » كه محترم و معزّز بود چون در اين حالت خوار و زبون شده ! و مىداند كه تمسّك به قناعت و تقوا از براى او مورث راحت دنيا و آخرت است ؛ زيرا كه راحت در خوار داشتن دنياست و در فرار نمودن
هامش
( 1 ) . در /aو .
( 2 ) . آرميده شدن /aآرميدگى .
( 3 ) .m+ و .
( 4 ) . جمع /sجميع .
( 5 ) .s a- در حالتى .