و صاحب اخلاص مىگدازد روح خود را و صرف مىكند جان خود را در پاى داشتن چيزى كه علم و عمل و عملكننده و آنچه بدان عمل شده وابسته به آن است ؛ از براى آنكه هرگاه اين را ادراك كرد همه را ادراك كرده و « 1 » هرگاه اين از وى فوت شود همه فوت شده خواهند « 2 » بود . و اين عبارت است از صاف گردانيدن معناهاى تنزيه حقّ در يگانه دانستن آن ، چنانچه عالِم اوّل فرموده : هلاك شدند عملكنندهها « 3 » مگر عابدان و هلاك شدند عابدان مگر دانشمندان و هلاك شدند دانشمندان مگر راستگويان و هلاك شدند راستگويان مگر صاحبان اخلاص و هلاك شدند « 4 » صاحبان اخلاص مگر پرهيزكاران و هلاك شدند پرهيزكاران مگر صاحبان يقين و صاحبان يقين بر خطر عظيمند ، خداى عزّ و جلّ به پيغمبر خود فرموده « 5 » :
« وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ »
« 6 » يعنى عبادت خدا بكن تا يقين به نزد تو بيايد .
و ادنى حدّ « 7 » اخلاص بذل نمودن بنده است طاقت خود را و بعد از آن از براى عمل قدرى در نزد خدا قرار ندهد كه به سبب عمل توقّع عوضى داشته باشد ؛ از براى آنكه مىداند كه اگر خداى عزّ و جلّ طلب كند از وى وفا به حقّ عبوديّت نمودن را هرآينه عاجز خواهد شد .
و ادنى مقام صاحب اخلاص در دنيا سالم بودن است از جميع گناهان . و در آخرت نجات از جهنّم يافتن است و بهرهمند به بهشت شدن « 8 » .
باب دوم : در طهارت و پاكيزگى است
خداى
[ m . a 97 ]
عزّ و جلّ فرموده :
« فِيهِ رِجالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ
هامش
( 1 ) .s a- و .
( 2 ) . خواهند /s aخواهد .
( 3 ) .a- ها .
( 4 ) . شدند /aشد .
( 5 ) . فرموده /aفرمودند .
( 6 ) . حجر : 99 .
( 7 ) .a+ مرتبهء .
( 8 ) . مصباح الشريعة : 36 باب 16 .