تحصيل ولد از براى ثواب پيدا شود و اين رغبت محرّك خاطر و اعضاى او شود « 1 » كه مباشر عقد شود . و هرگاه از براى طاعت اين باعث كه غالب بر قلب شده قدرتى كه محرّك لسان « 2 » است بر قبول عقد به هم رسد آن شخص صاحب نيّت خواهد بود . و هرگاه چنين نباشد آنچه در خاطر تقدير مىنمايد و در دل مىگذراند از قصد ولد محض خيالى و چيز « 3 » بيهودهاى است . و از اين راه بود كه جمعى امتناع از بعضى طاعات مىنمودند از آن جهت كه نيّت حاضرى « 4 » نمىداشتند و مىگفتند : الحال نيّت ما حاضر نيست . و اين از براى آن بود كه مىدانستند كه نيّت روح عملهاست و عمل بدون نيّت صادق محضِ ريا و تكلّف است و اين سبب دورى از خداست نه سبب نزديكى .
و روايت است كه : يكى از دوستان حضرت امام جعفر صادق عليه السلام به خدمت آن حضرت آمد و سلام كرد و نشست ، پس آن حضرت برخاستند و روانه شدند و « 5 » آن مرد با آن حضرت روانه شد و تا در خانهء حضرت « 6 » همراهى نمود و آن حضرت داخل خانه
[ m . b 95 ]
شدند و آن « 7 » مرد را واگذاشتند ، پس اسماعيل ولد آن حضرت به پدر بزرگوار خود گفتند : چون بود كه شما تكليف دخول منزل به دوست خود ننموديد ؟
آن حضرت فرمودند « 8 » : در خود نمىيافتم آن حالت « 9 » كه تكليف كنم . اسماعيل فرمودند « 10 » كه : آن مرد داخل نمىشد ، كاشكى تكليف مىكرديد ! آن حضرت فرمودند : كراهت دارم كه خداى عزّ و جلّ مرا از جملهء كسانى بنويسد كه به زبان سخنى گويند و در دل نداشته باشند « 11 » .
هامش
( 1 ) . شود /aمىشود .
( 2 ) . لسان /aانسان .
( 3 ) . چيز /aچيزى .
( 4 ) . حاضرى /sظاهرى .
( 5 ) .a- و .
( 6 ) .a s- حضرت .
( 7 ) . آن /s aاين .
( 8 ) .s a+ كه .
( 9 ) .s+ را .
( 10 ) . فرمودند /aعرض كرد .
( 11 ) . المحاسن 2 : 417 ح 180 .