زوال و دورى را ملاحظه نمايد و بدين سبب خاطر او متألّم گردد اين تألّم را خوف مىنامند .
و حصول اين حالتها تابع ملاحظههاست ، پس هرگاه انس غالب شود و ملاحظهء آنچه از وى غايب است نكند و ملاحظهء خطر زوال ننمايد تنعّم و تلذّذ وى عظيم مىشود . و هر ( كه انس به خدا بر وى غالب شود خواهشى به غير از تنهايى و خلوتنشينى نمىدارد . و سبب در اين آن است ) « 1 » كه انس به خدا لازم دارد وحشت از غير خدا نمودن را بلكه هرچه مانع از خلوت است بر دل گرانتر مىباشد ، چنانچه روايت شده كه حضرت موسى « 2 » هنگامى كه خداى عزّ و جلّ با وى سخن گفت مدّتى مديد سخنِ هيچ كس از مردم را نمىشنيد مگر آنكه طبيعت او برهم زده مىشد و مشرف بر قَىء مىگرديد . زيرا كه محبّت موجب خوشآيندگى كلام محبوب و خوشآيندگى ياد اوست ، پس خوشآيندگى غير محبوب از دل بيرون مىرود . و اگر با مردم اختلاط نمايد همان است كه در ميان جمعى تنها باشد و در خلوت جمعيّت داشته باشد و در حضر غريب و در سفر حاضر باشد و در غيبت مشاهده نمايد و در حضور غايب باشد و به جسد با مردم اختلاط نمايد و در « 3 » دل مستغرق خوشى ياد محبوب باشد .
حضرت أمير المؤمنين سلام اللَّه عليه در وصف اين طايفه فرمودند : ايشان جمعيند كه هجوم نموده است بر آنها علم بر حقيقت چيزها داشتن و دريافتهاند نسيم يقين را و نرم شمردهاند آنچه را متنعّمان دشوار شمردهاند « 4 » و انس گرفتهاند به آنچه جاهلان از آن وحشت دارند و به بدن در دنيا مىباشند و روحهاى ايشان متعلّق است به محلّ اعلى . و اين جماعت جانشينان خدايند در روى زمين و دعوتنمايندهاند مردم را به دين خدا « 5 » .
هامش
( 1 ) . ميان پرانتز ازaافتاده است .
( 2 ) .a s+ در .
( 3 ) . در /s aبه .
( 4 ) .s- آنچه را متنعّمان دشوار شمردهاند .
( 5 ) . الخصال : 186 . أمالي الطوسي : 21 . نهج البلاغة 4 : 37 همگى ضمن خبر كميل .