پس حضرت صادق « 1 » فرمودند : هرگاه داخل شدى به ميدانِ شوق تكبير بگو بر نفس و مراد خود از دنيا - يعنى خدا - را عظيم بشمار و ما سوا را حقير بدان . و وداع كن هرچه را به آن الفت دارى و احرام ببند از غير آنچه به آن اشتياق دارى - يعنى اجتناب كن از غير - و تلبيه « 2 » بگو در ميان زندگى و مردگى به اين عبارت : « لبّيك اللّهمّ لبّيك » يعنى هميشه چنان بدان كه خدا تو را به خود دعوت مىنمايد و تو اجابت دعاى او مىنمايى و « 3 » هرگاه چنين كنى خداى عزّ و جلّ اجر تو را عظيم مىنمايد . و مثل مشتاق مثل كسى است كه غرق شده باشد چه او را قصدى « 4 » غير از خلاصى نمىباشد و هرچه غير خداست فراموش كرده « 5 » .
و اخبارى كه وارد شده در شوق لقاى خداى عزّ و جلّ بيش از آن است كه توان شمرد و اشاره به بعضى از آنها در دعاهاى ائمّهء معصومين سلام اللَّه عليهم گذشت .
فصل [ در درجات محبت و آثار آن بر نفس ]
بدان كه هرگاه غالب شود بر آدمى ملاحظه نمودن نهايت جمال الهى از پس پردهء غيب و بيابد در خود اين را كه قاصر است از اطّلاع بر كنه عظمت خدا البته دل او ميل مىكند به طلب كردن و مضطرب مىشود و برانگيخته شده متوجّه آن مىشود و اين حالت را شوق مىنامند و شوق « 6 » به اعتبار امر غايبى مىباشد . و هرگاه غالب شود بر وى فرح به نزديكى و مشاهدهء حضور به قدرى كه از براى وى وضوح يافته و همّت او مقصور باشد بر مطالعهء جمال حاضر كه ظاهر گرديده و ملتفت نشود به آنچه هنوز ادراك آن ننموده شكفته مىشود دل به آنچه ملاحظه مىنمايد و اين شكفتگى را انس مىنامند . و هرگاه صفات عزّت
[ m . b 84 ]
و بىنيازى و عدم مبالات و خطر امكان
هامش
( 1 ) .a s- صادق .
( 2 ) . و تلبيه /aخدا و تكبير .sو تكبير .
( 3 ) .a- و .
( 4 ) . قصدى /aقصد .
( 5 ) . مصباح الشريعة : 196 باب 94 .
( 6 ) .s- مىنامند و شوق .