ايشان است و هيچ كمتر و بيشتر از اين نمىباشد مگر آنكه خدا با ايشان است .
پس چون اولياى خدا به حقيقت معانى اين آيات رسيدهاند مشاهدهء خداى عزّ و جلّ را به ديدههاى باطنى نمودهاند .
از حضرت أمير المؤمنين سلام اللَّه عليه پرسيدند : در وقتى كه خدا را عبادت مىكنى او را ديدهاى ؟ فرمودند : واى بر تو ! عبادت نمىكنم خدايى « 1 » را كه نديده باشم . پرسيدند : چون ديدهاى ؟ فرمودند : واى بر تو ! چشمها او را به مردمك نديدهاند « 2 » بلكه ديدههاى باطن او را به حقيقت ايمان ديدهاند « 3 » .
و حضرت امام حسين عليه السلام در دعاى عرفه فرمودند : چون استدلال توان نمود بر تو به چيزى كه در وجودِ خود محتاج است به تو ؟ آيا غير تو آن مقدار ظهور دارد كه تو ندارى تا آنكه آن ظاهر سازد تو را ؟ كى غايب بودى تا محتاج باشى به دليلى كه راهنمايى كند به تو ؟ و كى دور بودى كه آثارْ مردم را به تو رسانند ؟ نابيناست چشمى كه تو را نبيند و حال آنكه هميشه تو بر آن مشرفى . و در زيان است سرمايهء بندهاى كه نگردانيدهاى از براى او از محبّت خود نصيبى .
و نيز فرموده : خود را شناسانيدهاى به هر چيزى « 4 » ، پس چيزى نيست كه تو را نشناسد .
و فرموده : شناسانيدهاى « 5 » خود را به من در هر چيزى ، پس ديدهام تو را ظاهر در هر « 6 » چيزى ، پس تو ظاهرى از براى هر چيزى .
و ديگر سخنان در اين معنا از ائمّهء هُدى سلام اللَّه عليهم
[ m . b 83 ]
وارد شده . بلى
هامش
( 1 ) . خدايى /aخدا .
( 2 ) .s+ و .
( 3 ) . الكافي 1 : 97 ح 6 . التوحيد : 109 ح 6 . نهج البلاغة 2 : 99 كلام 179 .
( 4 ) .a+ نيست !
( 5 ) . شناسانيدهاى /aشناسانيدن .
( 6 ) .a s- هر .