به خود و به كمال و بقاى خود مىدارد و محبّت به غير از براى خود و كمال و بقاى خود مىدارد همچنين گاه مىباشد كه محبّت به غير از براى ذات غير مىدارد نه از براى فايدهاى كه از آن دريابد سواى ذات آن ، بلكه عين فايدهء ذات او مىباشد . و اين است آن محبّت حقيقى كه اعتماد به آن مىباشد .
و « 1 » اين مثل محبّت به جمال « 2 » و حُسن داشتن است از براى آنكه هر جمالى « 3 » محبوب است نزد كسى كه ادراك جمال مىكند . و اين محبّت از براى عين جمال است زيرا كه ادراك جمال در آن عين لذّت است و لذّت نظر به ذات محبوب است نه نظر به غير . و گمان نكنى كه محبّت صورتهاى جميله را تصوّر نمىتوان كرد مگر از براى برآمدن شهوت ، چرا كه قضاى شهوت لذّتى ديگر است كه گاه مىباشد محبّت صورتهاى جميله از براى آن مىباشد . و ادراك نفس جمال نيز لذيذ است پس جائز است كه نظر به ذات محبوب باشد ، و چون منكر اين توان شد و حال آنكه سبزه و آب روان محبوبند نه از براى خوردن و آشاميدن يا مطلبى ديگر سواى نفس رؤيت سبزه و آب روان ، و حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله را خوش مىآمد « 4 » . و طبعهاى سليم حكم مىكنند « 5 » به لذّت ملاحظهء نَوْرها و شكوفهها و مرغهاى خوشرنگ و خوشنقش « 6 » و متناسب الأشكال ، تا آنكه گاه مىباشد به ملاحظهء آنها غمها از دل بيرون مىرود و به غير از ديدن بهرهء ديگر نمىباشد .
و نيز حسن و جمال منحصر در مدركات بصر و در تناسب خلقت نيست ؛ زيرا كه مىگويند : آواز خوب و خُلق خوب و علم خوب و طريقهء خوب و هيچ يك از اينها « 7 »
هامش
( 1 ) .a- و .
( 2 ) . به جمال /aكمال .
( 3 ) .a+ كه .
( 4 ) . نگر : المحاسن 2 : 622 ح 69 . الخصال : 92 ح 35 .
( 5 ) . مىكنند /a sمىكند .
( 6 ) .a+ رنگ و .
( 7 ) . اينها /sآنها .