اگر اتّفاق افتد كه در وقت خطور اين خاطر روح او از تن مفارقت كند پيش از آنكه توبه كند و رجوع كند به اصل ايمان پس ختم عاقبتِ او به بدى شده خواهد بود و روح او در حالت شرك مفارقت نموده خواهد بود .
خداى عزّ و جلّ فرموده :
« وَ بَدا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ ما لَمْ
[ m . b 78 ]
يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ »
« 1 » يعنى ظاهر شد از براى ايشان از جانب خدا چيزى كه گمان نداشتند .
و نيز فرموده :
« هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا * الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً »
« 2 » يعنى آگاه كنيم شما را به جمعى كه زيانكارترين مردمند ؟
آنهايى كه سعى ايشان در زندگى دنيا ضايع شده و ايشان گمان مىبرند كه خوب مىكنند .
و جماعت ابلهان از اين خطر بركنارند . و مراد از ابلهان گروهيند كه ايمان به خدا و رسول خدا و روز آخرت آوردهاند ايمان مجملى . و از براى اين « 3 » است كه وارد شده :
بيشتر اهل بهشت ابلهانند « 4 » .
و در اخبار منع از بحث و نظر و خوض در علم كلام وارد شده « 5 » و وارد شده كه اكتفا به ظاهر شرع بايد نمود « 6 » با اعتقاد « 7 » آنكه خداى عزّ و جلّ شريكى ندارد . و سبب در منع آن است كه خطر بحث از صفات عظيم است و عَقبههاى او بسيار دشوار است و راههاى آن ناهموار و عقلها از رسيدن به عظمت خدا قاصر . و عقلها به سبب آنكه مفطور به « 8 » آن شدهاند از محبّت دنيا محجوبند از آنكه به نور يقين مهتدى شوند . و
هامش
( 1 ) . زمر : 47 .
( 2 ) . كهف : 103 و 104 .
( 3 ) . اين /sآن .
( 4 ) . عوالي اللئالي 1 : 71 ح 131 . مجمع الزوائد 8 : 79 .
( 5 ) . از براى نمونه : الكافي 1 : 92 باب النهي عن الكلام في الكيفيّة .
( 6 ) . نمود /s aكرد .
( 7 ) .s- اعتقاد .
( 8 ) . به /s aبر .