تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحقائق في محاسن الأخلاق ( فارسى ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
تحصيل محبّت خدا و انس به آن در دنيا . و حاصل نمىشود محبّت مگر به معرفت و حاصل نمىشود معرفت مگر به مداومت بر فكر . و حاصل نمىشود انس مگر به محبّت و مداومت بر ذكر و ميسّر نمىشود مواظبت بر ذكر و فكر مگر به كنده شدن محبّت دنيا از دل . و كنده نمىشود اين محبّت مگر به ترك دنيا و شهوتهاى آن و ترك چيزهاى مرغوب ممكن نيست مگر به ترك خواهشها . و ترك خواهش « 1 » به هيچ چيزى « 2 » آن مقدار نمىشود كه به آتش خوف مىشود ، پس خوف آتشى است كه شهوتها را مىسوزاند . و در اين هنگام ظاهر شد كه فضيلت خوف به قدر سوزانيدن شهوتها و به قدر بازداشتن از معصيتها و ترغيب بر طاعات است و اين مختلف مىشود به حسب اختلاف درجات خوف چنانچه بيان كرديم .

فصل [ در اسباب بدى خاتمه ]

بدان كه بدى خاتمه سببهاى مختلف دارد و مرجع آنها به سه چيز است : امّا سبب اوّل - و آن عظيم‌ترين سببهاست - : آن است كه در وقت جان كندن و ظهور اهوالِ مرگ شكّ يا انكار بر دل غالب شود و در آن حالت « 3 » قبض روح بشود « 4 » ، پس آنچه غالب شود بر دل حجابى گردد ميان بنده و ميان خداى عزّ و جلّ و اين مقتضى دورى دايمى و عذاب ابدى است . و سبب اين آن است كه مردى اعتقاد خلاف حقّى در ذات و صفات و افعال خدا به رأى و عقل خود يا به تقليد داشته باشد و « 5 » در وقت جان كندن بطلان آنچه را از راه جهل اعتقاد داشته بر وى ظاهر شود ؛ چرا كه حالت مرگ حالتى است كه پرده از روى چيزها برداشته مىشود و ظهور بعضى از اعتقادات كه از راه جهل باشد سبب بطلان بقيّهء اعتقادات يا شكّ در آنها مىشود ، پس
هامش
( 1 ) . خواهشها /aخواهش . ( 2 ) . چيزى /aچيز . ( 3 ) .s a+ كه . ( 4 ) . بشود /s aمىشود . ( 5 ) .s a- و .