نمىكند مگر صدّيق . و سببش آن است كه اين صبرى است با قدرت ، و هرگاه قدرت نباشد ضبطِ خود نمودن آسان است . و البته كه گرسنه با عدم حضور طعام بر صبر كردن قادرتر است از آنكه طعام لذيذى حاضر باشد و قدرت بر تناول آن داشته باشد .
و امّا آنچه موافق خواهش و طبيعت نباشد خالى از آن نيست كه يا وابسته به اختيار بنده است مانند طاعتها و معصيتها ، و يا « 1 » وابسته به اختيار آن نيست مثل مصيبتها و بلاها ، و يا آنكه اوّلش به اختيار بنده نيست امّا در ازالهء آن اختيارى دارد مثل انتقام كشيدن از كسى كه آزار رساند . پس اين سه قسم شد :
قسم « 2 » اوّل : كه وابسته به اختيار بنده است عبارت است از تمامى افعالى كه طاعت باشد يا معصيت ؛ امّا طاعت پس صبر بر آن كردن دشوار است از براى آنكه نفس بِالطَّبع از بندگى نفرت مىدارد و ربوبيّت را مىخواهد چنانچه بيان اين در پيش گذشت . و باز بعضى از عبادات مكروه طبع است از راه كاهلى مثل نماز ، و بعضى مكروه است به سبب بخل مانند زكات ، و بعضى به هر دو سبب مكروه است مثل حجّ و جهاد ، پس صبر بر طاعت كردن صبرى است بر سختىها . و هركه « 3 » فرمانبردار خداى عزّ و جلّ است محتاج است به صبر بر عبادات بر « 4 » سه حالت :
حالت اوّل : پيش از طاعت است و در اين حالت محتاج است به تصحيح نيّت و خالص گردانيدن آن از آفات ريا و بواعث آفات .
و حالت دوم : حالت عمل است تا غافل نشود از خدا در اثناى عمل و از اتيان به آداب و سنّتها تكاهل ننمايد و تا آخر عبادت بر آن حال بماند .
حالت سيُم : بعد از فراغ از عمل است چرا كه محتاج است به صبر از فاش كردن
هامش
( 1 ) .a- يا .
( 2 ) .s- شد قسم .
( 3 ) . هركه /s aهرگاه .
( 4 ) . بر /a sدر .