مىبندد . پس مالْ محمود و مذموم مىباشد ؛ محمود است نسبت به مقصود محمود و مذموم است نسبت به مقصود مذموم . و چون طبعها مايل است به متابعت شهوتهايى كه راهزن راه خداست و مال شهوتها را آسان مىسازد و آلتى است از براى رسيدن به آنها ، لِهذا خطر آن را در زياده از قدر كفايتْ عظيم شمردهاند و انبيا از شرّ آن استعاذه نمودهاند تا آنكه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمودهاند « 1 » : خداوندا ! بگردان قوت آل محمّد « 2 » را به قدر كفاف « 3 » . پس آنچه از دنيا محضِ خير نيست طلب نكردهاند .
و آن حضرت فرموده « 4 » : خداوندا ! زنده دار مرا در حالتى كه مسكين باشم و بميران مرا در حالتى كه مسكين باشم « 5 » .
فصل [ در فوائد مال و آفات آن ]
بدان كه مثل مال مثلِ مار است كه در آن زهر قاتل و دوايى كه به جهت دفعِ زهر نافع است - كه آن را ترياك مىنامند - يافت مىشود . و هركه منفعت و مضرّت آن را بداند ممكن است كه از مضرّت اجتناب نموده جلب منفعت بكند .
و فوائد مال منقسم مىشود به فوائد دنيوى و فوائد دينى ؛ امّا فوائد دنيوى حاجتى به ذكر آن نيست زيرا كه انواع مردمان معرفت به آن دارند و اگر چنين نمىبود همگى حرص بر طلب آن نمىداشتند .
و امّا فوائد دينى سه نوع است :
اوّل : آن است كه صرف نفس خود كند يا در عبادت يا در چيزى كه استعانت جويد به آن در عبادت خدا .
هامش
( 1 ) . فرمودهاند /aفرمودند .
( 2 ) .a+ صلّى اللَّه عليه و آله .
( 3 ) . صحيح مسلم 3 : 103 .
( 4 ) .a+ اند .
( 5 ) . روضة الواعظين : 454 . مشكاة الأنوار : 228 . عوالي اللئالي 1 : 39 ح 37 . سنن ابن ماجة 2 : 138 . سنن الترمذي 4 : 8 .