تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحقائق في محاسن الأخلاق ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
صورتى كه به رأى و جهلِ خود عجب نمايد ؛ زيراكه در اين حالت گوش به سخن عالم نمىكند بلكه گمان غلط به وى مىبرد ، پس خداى عزّ و جلّ بلايى بر وى مسلّط كرده كه او را هلاك گرداند و جاهل گمان مىكند كه نعمتى است ، و چون فرار نمايد از چيزى كه به اعتقاد وى « 1 » سبب سعادت اوست « 2 » ؟ ! و في الجملة علاجى كه توان نمود آن است كه هميشه به « 3 » رأى خود بىاعتقاد باشد و هرگز فريفته به آن نشود مگر رأيى كه مطابق و موافقِ قرآن و سنّت پيغمبر يا « 4 » دليل عقلىِ صحيح جامع‌الشَّرايط باشد ، و دلايل شرع و عقل و شرائط آنها را و مواضع غلط در آنها را نمىتوان دانست مگر به طبع كامل و عقل ثابت و سعى بسيار و طلب بىشمار و مداومت بر ملاحظهء كتاب و سنّت و مُجالسَت با اهل علم در تمامى عمر و استفادهء علوم ، و با وجود اين‌ها در بعضى امور ايمن از غلط نمىتوان بود . و طريق درست از براى كسى كه تمام عمر را صرف تحصيل علم ننموده باشد آن است كه خوض در مذهبهاى مختلف نكند و گوش به آنها نيندازد و نشنود ، بلكه اعتقاد نمايد به اينكه خداى عزّ و جلّ يكى است و شريكى ندارد و چيزى مثل و مانند او نيست و شنوا و بيناست ، و اينكه پيغمبر او صادق است « 5 » در هرچه خبر داده ، و متابعت پيشوايان اهل بيت پيغمبر سلام اللَّه عليهم « 6 » بكند ، و ايمان بياورد به جميع آنچه در قرآن و سنّت پيغمبر وارد شده بدون بحث و تفتيش ، و مشغول پرهيزكارى و اجتناب از معاصى و شفقت بر مسلمانان و ساير عملهاى پسنديده شود .

فصل [ در علاج عجب ]

چون علاج هر مرضى آن است كه در برابر سبب آن مرض ضدّ آن را به كار فرمايد
هامش
( 1 ) . اعتقاد وى /aاعتقادى . ( 2 ) . اوست /sاو راست . ( 3 ) . به /aبر . ( 4 ) . يا /aبا . ( 5 ) .a+ و ! ( 6 ) . عليهم /mعليه .